دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات تهران
پايان‏نامه‌ي كارشناسي ارشد رشته توسعه روستايي(M.Sc)
عنوان:
بررسي نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي استان اصفهان
استاد راهنما:
سيد جمال فرج اله حسيني
استاد مشاور:
فرهاد لشگرآرا
نگارنده:
راضيه ندافي
سال تحصيلي
91-1390
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد علوم و تحقيقات تهران
پايان‏نامه‌ي كارشناسي ارشد رشته توسعه روستايي(M.Sc)
عنوان:
بررسي نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي
بخش کشاورزي استان اصفهان
استاد راهنما:
سيد جمال فرج اله حسيني
استاد مشاور:
فرهاد لشگرآرا
نگارنده:
راضيه ندافي
سال تحصيلي
91-1390
تقدير و سپاسگذاري
من لم يشکر مخلوق لا يشکر خالق
سپاس خداوند منان را که توانايي و توفيق تحصيل دانش و نگارش اين تحقيق را به من عطا فرمود.
بر خود وظيفه ميدانم به رسم ادب، از همه عزيزاني که در تدوين اين پايان نامه بنده را مورد لطف و عنايت خويش قرار داده اند، تشکر و قدرداني نمايم:
از استاد بزرگوار و صاحب نظر، جناب آقاي دکتر سيد جمال فرج اله حسيني، که با راهنماييهاي ارزنده خود بر غناي مباحث کمي و کيفي اين تحقيق افزودند؛
از استاد مشاور گرامي، جناب آقاي دکتر فرهاد لشگرآرا که در زمينه روششناسي تحقيق و تجزيه و تحليل آماري بنده را ياري نمودند؛
از استاد متعهد، جناب آقاي دکتر سيد مهدي ميردامادي، هم به جهت قبول زحمت داوري اين تحقيق و هم به لحاظ راهنماييهاي دوران تحصيل؛
و از کليه کساني که در مراحل مختلف انجام پاياننامه، به طور مستقيم و غيرمستقيم مرا ياري دادهاند، تشکر و قدرداني مي نمايم.
اميد آن دارم ثمرات اين تلاش در خور زحمات مشفقانه اعضا خانواده ام باشد.
تقديم به:
همه کساني که در راه کسب علم و دانش و نشر آن تلاش مي کنند؛
پدر و مادر مهربانم، به پاس تمام فداکاري هاي بي دريغشان؛
و همه آنهايي که دوستشان دارم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1فصل اول: طرح مسئله (کليات تحقيق )1-1- مقدمه21-2-بيان مسئله31-3- اهميت و ضرورت تحقيق61-4- اهداف تحقيق111-5- محدوده هاي تحقيق
1-5-1- محدوده موضوعي
1-5-2- محدوده مکاني
1-5-3- محدوده زماني
11
11
131-6- محدوديت هاي تحقيق131-7- تعاريف واژگان
1-7-1. آموزش کارآفريني
1-7-2. اشتغال
1-7-3. بخش کشاورزي استان اصفهان14
14
15
15فصل دوم : مروري بر ادبيات موضوع
مقدمه
16بخش اول: ادبيات نظري
2-1- کارآفريني
2-2- كارآفريني در جهان
2-3- كارآفريني در ايران
2-4- آموزش کارآفريني
16
17
19
20
عنوان صفحه
2-5- تاريخچه و تحقيقات آموزش کارآفريني در جهان
2-6- آموزش کارآفريني در کشورهاي در حال توسعه
2-7- آموزش کارآفريني در آمريکاي شمالي
2-8- آموزش کارآفريني در اروپا
2-9- تاريخچه و تحقيقات آموزش کارآفريني در ايران
2-10- اهميت آموزش کارآفريني
2-11- اهداف برنامه هاي آموزش کارآفريني در جهان
2-12- اهداف برنامه هاي آموزش کارآفريني در ايران
2-13- اثر بخشي آموزش کارآفريني
2-14- مزاياي آموزش کارآفريني
2-15- انواع روش ها و برنامه هاي آموزش کارآفريني در جهان
2-16- انواع روش ها و برنامه هاي آموزش کارآفريني در ايران
2-17- اشتغال در بخش کشاورزي در جهان
2-18- اشتغال در بخش کشاورزي ايران
2-19- کارآفريني، اشتغال و بخش کشاورزي
2-20- نتايج
بخش دوم: ادبيات تجربي
2-21- تحقيقات خارجي
2-22- تحقيقات داخلي
2-23- چارچوب نظري 23
24
26
27
27
31
31
32
34
35
36
41
48
49
51
53
56
58
67فصل سوم : روش تحقيق3-1- مقدمه
3-2- روش تحقيق68
68
عنوان صفحه
3-3- جامع? آماري
3-4- روش نمونه گيري و حجم نمونه
3-5- ابزار تحقيق
3-5-1- روايي
3-5-2- پايايي
3-6- متغيرهاي تحقيق
3-6-1- متغيرهاي مستقل
3-6-2- متغير وابسته
3-6- فرضيه هاي پژوهش
3-7- روشهاي جمع آوري اطلاعات
3-8- روش هاي آماري68
69
70
70
71
71
71
72
73
73
74فصل چهارم : يافته هاي تحقيق4ـ1ـ مقدمه
بخش اول: آمار توصيفي
4-2- ويژگيهاي شخصي پاسخگويان
4-3- نقش آموزش هاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي استان اصفهان
4-4- نقش آموزش تکنيک هاي خلاقيت و شناخت و ارزيابي فرصت ها در اشتغالزايي بخش کشاورزي
4-5- نقش آموزش مراحل تاسيس و راهاندازي کسب وکارها دراشتغالزايي بخش کشاورزي
4-6-نقش آموزش چگونگي تدوين طرح کسب و کار و روشهاي تامين منابع سرمايه
4-7- نقش آموزش تثبيت و اداره کسب و کار در اشتغالزايي بخش کشاورزي75
75
75
78
79
80
82
84
عنوان صفحه
4-8- موانع و محدوديت هاي موجود در اشتغالزايي بخش کشاورزي
بخش دوم: آمار استنباطي
4-9- نتايج حاصل از آزمون همبستگي اسپيرمن بين متغيرهاي تحقيق و اشتغالزايي بخش کشاورزي استان اصفهان
4-10- تحليل رگرسيون87
89
89
90فصل پنجم : خلاصه، نتيجه گيري و پيشنهاد ها5-1- خلاصه
5- 2 -نتيجه گيري
5- 3- پيشنهادها
5-4- پيشنهاد براي تحقيقات آتي92
94
98
101فهرست منابع و ماخذ
ضمايم102
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1 مقايسه سرفصل‌ها و ريز محتواي الگوها و مدلهاي تدريس كارآفريني در ايران45جدول 2- 2 خلاصه مباني نظري موضوع63جدول 3-1- تعيين حجم نمونه در داخل طبقات 69جدول 3-2- ضريب آلفا کرونباخ پرسشنامه71جدول 4-1- توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب سن 75جدول 4-2- توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب سطح تحصيلات 76جدول 4-3- توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب شغل اصلي 77جدول 4-4- توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب تجربه کاري 77جدول 4-5- نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي 78جدول 4-6- اولويتبندي نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي استان اصفهان78جدول 4-7- نقش آموزش تکنيکهاي خلاقيت و شناخت و ارزيابي فرصتها در اشتغالزايي بخش کشاورزي 79جدول 4-8- اولويتبندي نقش آموزش تکنيکهاي خلاقيت و شناخت و ارزيابي فرصتها در اشتغالزايي بخش کشاورزي80جدول4-9-نقش آموزش مراحل تاسيس و راهاندازي کسب و کار در اشتغالزايي بخش کشاورزي81جدول 4-10- اولويت بندي نقش آموزش مراحل تاسيس و راه اندازي کسب و کارها در اشتغالزايي بخش کشاورزي82جدول 4-11- ديدگاه آموزش چگونگي تدوين طرح کسب و کار و روشهاي تامين منابع سرمايه در اشتغالزايي بخش کشاورزي 82جدول 4-12- اولويت بندي نقش آموزش چگونگي تدوين طرح کسب و کار و روشهاي تامين منابع سرمايه در اشتغالزايي بخش کشاورزي84جدول 4-13- آموزش تثبيت و اداره کسب و کار در اشتغالزايي بخش کشاورزي 85جدول 4-14- رتبه بندي آموزش تثبيت و اداره کسب و کار در اشتغالزايي بخش کشاورزي86جدول 4-15- موانع و محدوديت هاي موجود بر سر راه رسيدن به هدف اشتغالزايي بخش کشاورزي87
عنوان صفحه
جدول 4-16- موانع و محدوديت هاي موجود بر سر راه رسيدن به هدف اشتغالزايي بخش کشاورزي88جدول 4-17- نتايج آزمون همبستگي پيرسون بين متغير هاي تحقيق89جدول 4-18- مراحل مختلف ورود متغيرهاي مستقل در تحليل رگرسيوني90جدول 4-19- ضرايب متغيرهاي وارد شده در معادله رگرسيون90

چکيده
آموزش و ترويج صحيح کارآفريني يکي از ضرورتهاي شکوفايي اقتصادي شناخته شده است و آموزش کارآفريني مي تواند يکي از موثرترين شيوهها براي تسهيل انتقال جمعيت آماده به کار، به بازار کار باشد. مطالعات نشان داده است كه يكي از مهمترين راهکارهاي توسعه اقتصادي بخش کشاورزي ايجاد اشتغال و مهمترين سازوكار و ابزار آن، كارآفريني است. در اين ميان آنچه کارآفريني را تحرک ميبخشد، آموزش کارآفريني مي باشد. هدف اصلي از اين تحقيق بررسي نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي مي باشد. تحقيق از نوع كاربردي بوده و ابزار جمع آوري اطلاعات پرسشنامه مي باشد. جامعه آماري ،400 نفر از شرکت کنندگان در دوره آموزش کارآفريني بودند كه با استفاده از فرمول كوكران، 147 نفر بعنوان نمونه با روش نمونهگيري طبقهاي با انتساب متناسب انتخاب شدند. متغير وابسته، اشتغالزايي در بخش کشاورزي بوده است و متغيرهايي نظير آموزش مراحل تاسيس و راه اندازي کسب و کارها در بخش کشاورزي، چگونگي تدوين طرح کسب و کار و روشهاي تامين منابع سرمايه، متغيرهاي مستقل را شامل شدند. اطلاعات حاصل از پرسشنامه از طريق نرم افزار spss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و نتايج حاصل از تحليل همبستگي نشان داده است که بين آموزش تکنيکهاي خلاقيت و شناخت و ارزيابي فرصتها، مراحل تأسيس و راه اندازي کسب و کار، چگونگي تدوين طرح کسب و کار، روشهاي تامين منابع و تثبيت و اداره کسب و کار با اشتغالزايي بخش کشاورزي رابطه مثبت و معني داري در سطح 99/0 وجود دارد، همچنين نتايج حاصل از رگرسيون گام به گام نشان داد که در تبيين متغير وابسته به اشتغالزايي در بخش کشاورزي آموزش سرفصل تکنيک هاي خلاقيت و شناخت و ارزيابي فرصت ها بيشترين تاثير را داشته است، به طوريکه اين سرفصل به تنهايي 30% از تغييرات متغير وابسته را تبيين مي کند. در پايان با توجه به نتايج بدست آمده پيشنهاداتي ارائه شده است.
واژگان کليدي: آموزش کارآفريني، اشتغال، بخش کشاورزي
فصل اول
بيان مسأله
1-1- مقدمه
در اقتصاد رقابتي جهان امروز كه با تغيير و تحولات پرشتاب محيط بين‌المللي، گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطّلاعاتي و دگرگوني اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني همراه است، كارآفريني را به مثابه “موتور توسعه اقتصادي” به كار گرفته‌اند، زيرا مي‌تواند در رشد و توسعه اقتصادي كشورها كه سبب افزايش بهره‌وري، ايجاد اشتغال و رفاه اجتماعي خواهد شد، نقش مهمي داشته باشد.
در گذشته کارآفريني مبتني بر منابع مادي و تجربه بود. اما از اوايل دهه 1990 پديده هاي نوآوري مبتني بر دانش، کارآفريني مبتني بر دانش و اقتصاد مبتني بر دانش در تعامل با يکديگر رشد و توسعه پيدا کردهاند. در واقع علت اصلي ظهور اقتصاد مبتني بر دانش، پيدايش نوآوري و کارآفريني مبتني بر دانش بوده است. تجربههاي آموزش کارآفريني در برخي کشورها بدون در نظر گرفتن فرهنگ و مذهب خاص، نشان ميدهد با آموزش کارآفريني مي توان کارآفرين تربيت کرد و با پژوهش مي توان کارآفريني کرد(طالبي و زارع يکتا، 1387).
لذا آموزش و ترويج صحيح كارآفريني در حال حاضر يكي از ضرورتهاي شكوفايي اقتصادي كشورها شناخته شده است. بررسي تجربيات و روندهاي طي شده توسط ساير كشورها نشان مي‌دهد همزمان با افزايش آموزش كارآفريني، تعداد شركتهاي كوچك و متوسط در آنها افزايش يافته و رشد و شكوفايي اقتصادي و مهمتر از آن نيروي انساني آن كشور را موجب شده است.
از طرفي کشاورزي کليدي ترين بخش در هر اقتصادي به شمار ميآيد. در حقيقت، ساير بخشهاي اقتصادي به تدريج و با توجه به نيازهاي بخش کشاورزي به وجود آمده اند. با اينکه پس از انقلاب صنعتي، بخش صنعت از اهميت نسبي بيشتري در توليد برخوردار گرديد، اما امروزه همچنان از بخش کشاورزي به عنوان محور رشد و توسعه اقتصادي نام مي برند. درجه کاربردي بالاي بخش کشاورزي در مقايسه با ديگر بخشها و امکان کسب درآمد ارزي از طريق صادرات و همچنين صرفه جويي در مصارف ارزي در خصوص کاهش واردات محصولات کشاورزي از طريق افزايش توليدات داخلي، راهبردي بودن برخي از محصولات اين بخش و فراهم آوري برخي داده هاي مورد نياز براي بخش هاي صنعت و خدمات از جمله دلايل اهميت بخش کشاورزي در اقتصاد ملي است (اسفندياري و ترحمي، 1388).
بخش کشاورزي يکي از بخشهاي اصلي فعاليتهاي اقتصادي در کشور است که به رغم مزيتهاي نسبي اقتصادي چشمگير آن، از حيث توسعه اشتغال معمولا بخشي فروکاهنده و داراي محدوديتهاي جدي ارزيابي مي شود. در بخش صنعت به دليل ويژگيهاي خاص آن و فراهم بودن زيرساختهاي مناسبتر، ايفاي نقش کارآفريني با سهولت بيشتري صورت مي گيرد. مواردي همچون سازمان يافتگي فعاليتها در قالب کارگاهها و کارخانهها و شرکتها، مخاطره پذيري به نسبت کمتر توليدات صنعتي، پيش بيني پذيرتر بودن رفتار مصرفکنندگان کالاهاي صنعتي، وجود تعريفهاي مشخص از روابط کار، استفاده از فناوريهاي پيشرفته، تمرکز فعاليتها در مناطق خاص و بسياري از عوامل ديگر از جمله ي مواردي است که به جذب آسانتر و سريعتر سرمايه هاي داخلي و خارجي در بخش صنعت منجر مي شود و امکان شکل گيري و رشد فرصتهاي نوين اشتغال را بيشتر فراهم مي کند. ولي در بخش کشاورزي به دليل برخورداري آن از ويژگيهاي عکس صنعت، روند کارآفريني با دشواري و کندي بيشتري پيش مي رود. بويژه آنکه در برخي مناطق کشور، که به دليل شرايط طبيعي و اقليمي و کيفيت نامطلوب منابع، محدوديتهاي بيشتري بر فرآيند توليد کشاورزي تحميل ميشود، در وضعيت طبيعي، سطح بالقوه مساعد براي توسعه کارآفريني از متوسط عمومي کشور نيز پايينتر است. با اين حال و به رغم آنکه بخش هاي مهمي از کشور به لحاظ اقليمي و آب و هوايي تناسب چنداني با الزامات توسعه کشاورزي ندارد اما محدوديتهاي خاص توسعه صنعتي در شرايط موجود کشور رجوع به بخش کشاورزي را به منظور حل موقتيبحران اشتغال اجتناب ناپذير ساخته است(زاهدي مازندراني، 1383).
بنابراين کارآفريني و بخش کشاورزي دو موضوعي مي باشند که مستقيما بر اشتغال تاثير مي گذارند و نياز به توجه بيشتري در شرايط بحران اشتغال در کشور دارند. کارآفريني به اين جهت که مقوله اي جديد در کشور مي باشد و در سال هاي اخير مورد توجه قرار گرفته و بخش کشاورزي نيز بدين لحاظ که پتانسيل بالقوه اي در ايجاد اشتغال و جذب جوانان در خود دارد. آنچه مي تواند حلقه ارتباط اثر بخش بين بخش کشاورزي و کارآفريني باشد، آموزش است.
آموزش کارآفريني مي تواند يکي از موثرترين شيوه ها براي تسهيل انتقال جميت فارغ التحصيلان به بازار کار باشد. مطالعات در اروپا نشان داده است که چنين آموزش هايي توانسته است افراد را مسئوليت پذيرتر به بار آورد و آنها را تبديل به کارآفرين يا حتي متفکران حوزه کارآفريني کند و به طور موفقيت آميزي در چالش هاي کسب و کار، موفق و خطر پذير نمايد. در نتيجه نرخ بيکاري و شکست کسب و کارها کمتر شده است (Urbano .etal ,2008).
1-2- بيان مسأله
از آنجائيكه در اكثر مناطق جهان، بخش کشاورزي از جمله بخشهاي اقتصادي در حال انحلال محسوب مي‌شود، انديشمندان و سياست‌گذاران توسعه و اقتصاد كشورهاي دنيا توجه خاصي را معطوف به امر توسعه بخش کشاورزي و رفع مشكلات و معضلات آن‌ نموده‌اند. امروز صاحبنظران بين‌المللي بر اين اعتقاد هستند كه بايد جداي از سياست‌ها و استراتژي‌هاي كلان توسعه و توسعه اقتصادي، به طور ويژه و مشخص به امر توسعه بخش کشاورزي نيز پرداخت.
مشكلات بخش کشاورزي جهان ناشي از دو مساله اساسي است: يكي كمبود امكانات (ضعف زيرساخت) و ديگري كمبود درآمد (ضعف اقتصادي). اگرچه بسياري از دولت‌ها برنامه‌هاي گسترده‌ و پرهزينه‌اي را براي بهبود اين زيرساخت‌ها انجام داده‌اند (همچون دولت ايران) اما مشاهدات نشانگر آن است كه اين امر خود به‌ تنهايي نتوانسته است معضلات بخش کشاورزي را حل كرده و بخشي فعال و پويا را بوجود آورد.
ضعف اقتصادي عامل مهمي است كه اجازه نمي‌دهد بخش کشاورزي به ثمر بنشيند و اين ضعف ناشي از چندين مساله است:
1. بيكاري (كامل يا فصلي) دراين بخش
2. بهره‌وري پايين افراد و منابع
3. عدم‌جذابيت براي سرمايه‌گذاري
4. ضعف فضاي كسب‌وكار
علاوه بر مشکلات بخش کشاورزي در جهان که در بالا به آنها شاره شد، در ايران نيز با انزواي بخش کشاورزي نسبت به ساير بخشهاي اقتصادي مواجهيم و با وجود نقش تعيين کننده بخش کشاورزي در توسعه کشور، اطلاعات موجود حاکي از وضعيت نامناسبي بخصوص در بحث اشتغال در اين بخش ميباشد.
همچنين تحقيقات نشان مي دهد اشتغال و بيكاري از جمله موضوع‌هاي اساسي اقتصاد و توسعه است، به گونه‌اي كه افزايش اشتغال و كاهش بيكاري به عنوان يكي از شاخص‌هاي توسعه يافتگي جوامع تلقي مي‌شود. بررسي سهم اشتغال در سه بخش كشاورزي، صنعت و خدمات در پاييز 1385 نشان مي‌دهد، كه ميانگين نرخ بيكاري در كل كشور 6/11، سهم اشتغال در بخش كشاورزي 5/21 درصد، بخش صنعت 7/32 درصد و در بخش خدمات 8/45 درصد است (مرکز آمار ايران، 1385).
استان اصفهان نيز در سطح کشور يکي از مناطقي است که بخش کشاورزي سهم ويژه اي در ايجاد اشتغال آن دارد. بر اساس يافته هاي طرح آمارگيري نيروي کار سال 1386 توسط مرکز آمار ايران، نرخ مشارکت اقتصادي در بخش کشاورزي، در استان اصفهان 1/13 درصد بوده است( که البته هر ساله روند کاهشي نيز داشته است) و از مشکلاتي که در سالهاي اخير مسئولان استان اصفهان با آن مواجهه بودند، چالش بيکاري 2/8 درصدي در بخش کشاورزي ميباشد (همان، 1386).
با نگاهي به برخي از اهداف و راهبردهاي چشم انداز (بيست ساله) استان اصفهان در امور اقتصادي در افق 1404، که در زير به آنها اشاره شده است، مي توان به چالش موجود در بخش کشاورزي و اهميت استراتژيک اين بخش در استان اصفهان پي برد و به دنبال راه حلي اجرايي در راستاي دستيابي بهتر و سريعتر به راهبردهاي پيش بيني شده در افق 1404 استان اصفهان بود.
اهداف:
* كاهش نرخ بيكاري به رقمي پايين تر از نرخ بيكاري در چشم انداز مطلوب كشور و اصلاح ساختار اشتغال در راستاي جذب بيشتر نيروهاي متخصص و تحصيلكرده.
* توسعه و تنوع اشتغال در مناطق روستايي به منظور توانمندي خانوارهاي روستايي و كاهش اختلاف بين مناطق.
* توسعه كشاورزي استان با استفاده بهينه از منابع پايه در جهت بهره‌وري و اجراي طرح‌هاي نوين و الويت تخصيص منابع در اين بخش در راستاي توسعه پايدار.
* افزايش و جهت دهي مناسب توليدات بخش کشاورزي، تلاش در جهت اصلاح و تسهيل سازي كارهاي قانوني مرتبط، استفاده از فنون نوين تجارت و بازاريابي و توسعه مناسب زيربناها به شكلي كه محصولات استان داراي رقابت پذيري مطلوب در عرصه اقتصاد ملي و بين المللي باشند.
راهبردها:
* ارتقاء سطح مهارت و تخصص نيروي كار استان از طريق اجراي برنامه‌هاي آموزشي متناسب با فعاليت‌هاي اقتصادي.
* ايجاد فرصت‌هاي شغلي مناسب با توجه به رشد جمعيت فعال و افزايش عرضه نيروي كار و وجود مازاد نيروي كار.
* شناسايي قابليتها و مزيتهاي رقابتي كشاورزي مناطق مستعد استان و حمايت در جهت صدور محصولات آنها.
* گسترش مراكز آموزش عالي با اولويت دوره‌هاي دكترا و كارشناسي ارشد به همراه مراكز تحقيقاتي و پژوهشي كاربردي و کارآفريني (سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، 1384 ).
مطالعات نشان داده است كه يكي از مهمترين راهکارهاي توسعه اقتصادي بخش کشاورزي ايجاد اشتغال و مهمترين سازوكار و ابزار آن، كارآفريني است. كارآفريني باعث كاهش بيكاري و افزايش بهره‌وري افراد و منابع، جذب سرمايهگذار، ايجاد فضاي مساعد براي کسب و کار و بالتبع افزايش درآمد مردم جامعه مي‌گردد و در اين ميان آنچه کارآفريني را تحرک مي بخشد و زمينه را براي حل مشکلات بخش کشاورزي فراهم مينمايد، آموزش کارآفريني مي باشد.
با وجود تجارب بينالمللي مفيد در زمينه بهره گيري از کارآفريني براي افزايش رشد اشتغال و بالا بودن نسبي نرخ بيکاري بخش کشاورزي در استان اصفهان، در کشور ما در چند برنامه اخير توسعه، توجه خاصي به اين موضوع مهم نگرديده است و به همين دليل هم برنامهريزي و بسترسازي مناسبي در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و نظام آموزشي کشور براي توسعهوآموزش کارآفريني صورت نگرفته است (شالفروشان، 1387).
بنابراين با توجه به وجود بيکاري در بخش کشاورزي استان اصفهان و وجود منابع انساني و طبيعي موجود و با عنايت به نقش توسعه روستايي در توانمند سازي کارآفرينان و افراد مستعد در مناطق روستايي، اين مطالعه در صدد است تا به بررسي نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در ايجاد اشتغال بخش کشاورزي در استان اصفهان بپردازد، تا پس از شناسايي عوامل مختلف موثر در اين زمينه، راهکارهاي مناسب براي افزايش اثر بخشي آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در ايجاد اشتغال در بخش کشاورزي استان اصفهان ارائه نمايد.
1-3- اهميت و ضرورت موضوع
نظر به اهميت و جايگاه کارآفريني در ايجاد کسب و کارهاي جديد شغلي و افزايش اشتغال از يک سو و نرخ بالاي بيکاري و مهاجرتهاي شديد روستائيان از سوي ديگر، بنظر ميرسد اجراي طرح آموزش کارآفريني در بخش کشاورزي در جهت حل مشکلات ضروري باشد (معاونت توسعه کارآفريني و اشتغال، 1386).
آموزش کارآفريني در سيستم آموزشي اکثر کشور ها جايگاه ويژه خود را پيدا کرده است. به عبارتي تعميق گسترش فرهنگ کارآفريني به عنوان يکي از نياز هاي ضروري جامعه، نيازمند توجه اساسي به امر آموزش در اين زمينه است. در واقع از نگاه بيشتر صاحبنظران اقتصادي، کارآفريني مهمترين منبع نوآوري، اشتغالزايي و رشد و توسعه مي باشد ( کيا و نساج، 1386 الف).
عدم توجه به آموزش کارآفريني باعث مي‌شود كه افراد كارآفرين و متقاضيان راه‌اندازي واحدها و صنايع كوچك با شكست مواجه شوند و اغلب به ناچار، از ادامه فعاليت اقتصادي باز مانند. در صورتيكه با آموزش صحيح اصول و مهارتهاي اساسي كارآفريني و راه‌اندازي مشاغل مخاطره‌آميز،‌ مي‌توان ريسك و خطر موجود در اين زمينه را كاهش داده و موفقيت آنها را به ميزان زيادي افزايش داد (سلجوقي، 1386) .
امروزه آموزش ركن اساسي و بستر لازم براي هر گونه رشد و موفقيت در موقعيت‌هاي شغلي محسوب مي‌شود. نياز به آموزش يك نياز بديهي است و هر فرد و سازماني براي بقا و حضور در عرصه‌هاي مختلف زندگي، آموزش و يادگيري را در رأس اهداف و برنامه‌هاي خود قرار ميدهد (همان).
اما اجراي طرح آموزش کوتاه مدت کارآفريني يک جنبه از ضرورت و اهميت آموزش در راستاي ايجاد اشتغال است و نقش آنچه آموزش داده شده و چگونگي بکارگيري آن نيز جنبه اي مهمتر و قابل توجه تر مي باشد.
صاحبنظران معتقدند ايجاد ظرفيت ها و توسعه توان کارآفريني به جهت ايجاد اشتغال در بخش کشاورزي به سه عامل مهم مرتبط است که اين سه عامل از جمله عوامل اساسي در احساس نياز به توجه به موضوع فوق مي باشد:
عامل اول در زمينه مديريتي است، يعني مديريت کار آمد و قوي بايد در زمينه آموزش کارآفريني در بخش کشاورزي وجود داشته باشد که بتواند، ‌جمع آوري اطلاعات و نياز سنجي درستي را انجام دهد.
عامل دوم کساني هستند که کارآفرينان را تعليم مي دهند.
عامل سوم که بسيار مهم است جايگاهي است که خود کارآفرينان بخش کشاورزي در جامعه دارند، چون آنها هستند که سرانجام، بايد از اين آموزشها بهره ببرند و بتوانند وضعيت بهتري را از کارآفريني بخش کشاورزي و اشتغال زايي در ايران رقم بزنند (هزار جريبي، 1386).
روند اشتغال بخش کشاورزي استان اصفهان تابعي از روند کلي اشتغال در سطح کشور بوده و طي سرشماريهاي گذشته سير نزولي داشته است. اين امر تحت تأثير عوامل مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و زيست محيطي بوده است.
ميزان اشتغال جمعيت در بخش کشاورزي استان اصفهان و چگونگي توزيع آن طبعا ناشي از امکانات و منابع موجود است که مي تواند امکانات جذب نيرو را داشته باشد. استان اصفهان از لحاظ شرايط اجتماعي-اقتصادي و به خصوص جغرافيايي و اقليمي با اينکه به عنوان منطقه اي صنعتي مطرح است، ليکن مستعد ديگر فعاليتهاي اقتصادي با توجه به شرايط متفاوت آب و هوايي نيز مي باشد، که در اين ميان بخش کشاورزي سهم مهمي در ايجاد اشتغال و مسائل اقتصادي منطقه دارا مي باشد.
با اين وجود طي دهه هاي گذشته ميزان اشتغال در بخش هاي عمده اقتصادي استان در حال تغيير و تحول بوده، به طوريکه جمعيت شاغل در بخش کشاورزي دائما در حال کاهش بوده و اين روند به طور واضح نمايان مي باشد. در سال 1335، 5/64 درصد از کل شاغلين در روستاهاي استان در بخش کشاورزي مشغول بوده اند که اين ميزان در سال 1385 به 7/10 درصد کاهش يافته است.
مطالعه در اين روند نشان دهنده افزايش روزافزون بيکاري در اين بخش مي باشد و انجام اقدامات لازم جهت ايجاد اشتغال براي جلوگيري از زيانهاي ناشي بر پيکره اقتصادي – اجتماعي استان الزامي است و با توجه به کاهش روزافزون ميزان اشتغال و نرخهاي تابع آن بايستي کليه نهادها و ارگانهاي مربوطه، به فکر برنامهريزي منطقي و صحيح جهت ايجاد اشتغال مناسب باشند و با استفاده از برنامهريزي جامع و بهرهگيري از توان هاي محيطي و امکانات بالقوه و بالفعل استان، سعي در کارا کردن اين بخش جهت کسب درآمد بيشتر براي جامعه و ارتقا سطح کمي و کيفي زندگي و ايجاد زمينه هاي لازم براي توسعه فراهم گردد.
طي دهه هاي اخير جهاني شدن، تغيير و تحولات سريع در عرصه هاي گوناگون علمي، رشد و توسعهي روز افزون نظامهاي اقتصادي – اجتماعي جهت کسب مزيت هاي رقابتي در بازار کالاها و خدمات، ضرورت کاهش اتکا به منابع طبيعي و زيرزميني، از طرف ديگر افزايش نرخ بيکاري و کاهش سطح اشتغال، سياستگذاران دنياي کسب و کار را به اين جهت سوق داده که بهترين راه غلبه بر چالشها برخورد نوآورانه و حل خلاقانه مسائل مي باشد و اين به خوبي در مفهوم “توسعه ي مبتني بر کارآفريني”منعکس است. کارآفريني، فرآيند ابتکار و نوآوري و ايجاد کسب و کارهاي جديد در شرايط مخاطره آميز از طريق کشف فرصتها و بهره گيري از منابع بوده و کارآفرينان ايده هاي نو را به محصول يا خدماتي تبديل و باعث افزايش بهره وري، ايجاد ثروت، کاهش فقر، بيکاري و افزايش سطح اشتغال مي شوند( کيا و نساج، 1386 الف).
احمدپور دارياني و مقيمي (1385) معتقدند که در حال حاضر سير تحولات جهاني، کارآفرينان را در خط مقدم توسعه فن آوري و توسعه اقتصادي قرار داده است. تجربه موفقيت‌آميز اغلب کشورهاي پيشرفته و نيز برخي از کشورهاي در حال توسعه در عبور از بحرانهاي اقتصادي به واسطه توسعه کارآفريني در آن کشورها، موجب گرديده تا ساير کشورها نيز براي کارآفريني، کارآفرينان و شکل گيري کسب و کارهاي نوآورانه اهميت خاصي قائل گردند. با عنايت به پديده جهاني شدن اقتصاد، برخي عقيده دارند که “بازارهاي جهاني فردا از آن شرکتهايي است که به ريسک‌پذيري کارآفرينانه بها مي‌دهند و براي گسترش سرمايه‌هاي فکري خود در حد کلان سرمايه‌گذاري مي‌کنند، در بالندگي فردي پرتلاشند و در خطمشي گذاري، شرايط محيطي را مدنظر قرار مي‌دهند”. بر همين اساس، توسعه‌ي کارآفريني از جنبه‌هاي گوناگون مدنظر قرار گرفته است. آموزش، يکي از جنبه‌هاي مهم در گسترش کارآفريني است که مورد توجه ويژه‌اي واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفي که صورت گرفته ثابت شده که ويژگي‌هاي کارآفرينان اغلب اکتسابي است و نه توارثي و از اين رو در حال حاضر آموزش کارآفريني به يکي از مهمترين و گسترده‌ترين فعاليت‌ها تبديل شده است.
معمولا لازمه ي هر پيشرفت و توسعه در جامعه، تحول در قواي دروني، بينش و سطح مهارت انسان است. تربيت و آموزش از حياتي ترين نيازهاي بشري است. امروزه اقتصاد دانان در اين امر با هم توافق دارند که آنچه در نهايت ويژگي مهم در روند توسعه اقتصادي، اجتماعي کشورها را تعيين مي کند منابع انساني آن کشورهاست نه سرمايه يا منابع مادي. سرمايه و منابع طبيعي، عوامل تبعي توليد، و اساس ثروت ملل، منابع انساني آنهاست. براي اجراي هر برنامه ي توسعه اي نه تنها به سرمايه و وضع مطلوب اقتصادي نياز است بلکه به انسانهاي داراي مهارتهاي خاص هم نياز است. بديهي است در اين خصوص نقش آموزش و تربيت بسيار حائز اهميت است( طالب و عنبري، 1384).
از جمله اقدامات استراتژيک براي رشد و توسعه کارآفريني، آموزش کارآفريني به جوانان است. جوانان به عنوان نيروهاي متخصص آتي کشور در صورتي که مسلح به مهارتهاي کارآفريني باشند، ضمن کمک به حل مسئله بيکاري در جامعه به رشد و توسعه اقتصادي منطقه اي که در آن فعاليتهاي کسب و کار خود را انجام مي دهند نيز کمک ميکند. کارآفريني و ايجاد کسب و کار در کشور ما ايران با توجه به وضعيت اقتصادي ملي و منطقه اي و همچنين آهنگ رشد و حرکت اقتصاد جهاني از اهميت فوق العاده اي برخوردار است. با توجه به اينکه جهان به سمت اقتصاد کارآفريني در حال حرکت است و ايجاد شرکتهاي جديد در مرکز اين فعاليتها قرار دارد فرآيند کارآفريني و ايجاد کسب و کار يکي از مفاهيم مهم و اساسي در بحث رشد و توسعه اقتصادي دولتها و کشورها است. کارآفرينان در راس کسب و کارها قرار گرفته، در جستجوي فرصتها بوده و خلاقيت نيز ابزاري براي موفقيت آنها تلقي مي شود. کارآفرينان تغيير را به عنوان يک پديده معمولي بدان مي نگرند، هميشه در جستجوي آن هستند، به آن واکنش نشان داده و از آن به عنوان يک فرصت استفاده ميکنند(جان نثاري، 1387).
(2002) Postigo بر اين اعتقاد است که توسعه کارآفريني ميان مردم جامعه فوايد زير را در بر دارد:قانوني کردن کارآفريني و توسعه يک فرهنگ کارآفرينانه با هدف تسريع رشد اقتصادي از طريق رونق شرکت ها و مشاغل جديد، تغيير نگرش ها درباره کارآفرين و کارآفريني در ميان افراد، دسترسي به عقيده خلق شغل، توسعه و تحريک مهارتهاي کارآفرينان در طول تحصيل، آماده کردن افراد براي بازار کار پويا و مشارکت در توسعه کارآفرينان.
زالي و همکاران (1389) معتقدند که آموزش کارآفريني بر سطح گرايشها، فعاليتها و اشتياق کارآفرينانه تاثير مي گذارد و اين امر به نوبه ي خود بر توسعهي کسب و کارهاي جديد در اقتصاد تاثير مي گذارد.
(2003) Uisaraia ديدگاه خود را درباره آموزش کارآفريني چنين بيان مي کند که: آموزشهاي کارآفريني از مزيت بازدهي در کوتاه مدت و يا ميان مدت برخوردارند، درحالي که آموزشهاي کلاسيک به دليل هزينهي بالا، طولاني بودن دوره آموزش، سهم زياد آموزشهاي نظري در آنها در نتيجه بهره مندي اندک از فعاليتهاي تجربي و برنامهريزي، از جهت هماهنگي با نيازهاي بازار کار و جذب به کار دچار مشکل ميباشند. به همين دليل کشورهاي جهان توجه روزافزوني را به آموزشهاي کارآفريني مبذول داشته اند، به طوري که اين آموزشها امروزه رشد فزاينده اي را دنبال مي کند .
فرج اله حسيني و سليمانپور (1388) به نقل از برادران و صالحي در مطالعه خود بر آموزش کارآفريني در جهت تحقق اهداف آموزش کشاورزي که کسب مهارتهاي مورد نياز و اشتغال دانش آموختگان از مهمترين آنهاست، تاکيد نموده اند.
ضرورت آموزش کارآفريني با توجه به تعداد فزاينده موسسات آموزشي که در اين زمينه راه اندازي شدهاند، به شدت تاييد مي شود. بلاک و استامپ(1992) نيز با انجام پژوهشي ارائه آموزش کارآفريني در رشتههاي مختلف را يکي از راهبردهاي حل مشکلات آموزشي و پژوهشي در رشتههاي دانشگاهي و محتواي آموزش کارآفريني را ارائه مطالبي در زمينه مهارتهاي خلاقيت و نوآوري، خطرپذيري و ارائه منابع کسب ايده ميدانند (يدالهي فارسي و ميرعرب رضي، 1388).
در جامعهي روستايي، آموزش و پرورش به مثابهي عامل تغيير عمل مي کند و در واقع در راستاي اهداف برنامه هاي توسعهي روستايي که همان توسعه کشاورزي، ايجاد مشارکت اجتماعي، هماهنگي ملي، تجهيز منابع رفاه اجتماعي است حرکت ميکند. توسعهي روستايي با آموزش شروع مي شود نه با صنعت و قانون. در اين امر آموزش را نمي توان هدف دانست بلکه وسيله اي براي نيل به هدف است که همان توسعهي روستاها مي باشد( طالب و عنبري، 1384).
هدف از آموزش بايد افزايش سطح کيفيت و کميت توليد روستاها، ايجاد تفاهم و دوستي براي بالا بردن سطح تعاون در جامعه، آمادگي افراد، براي تصدي مشاغل مهم و ضروري، و در نهايت افزايش سطح اقتصاد کلي روستاها باشد( همان ).
نتايج تحقيقات متعدد در کشورهاي مختلف دنيا نشان داده است که بخش عمده دانش، بينش، مهارتها و توانايي هاي مرتبط با خصلت و رفتار کارآفريني اکتسابي و قابل آموزش است، اين موضوع به عنوان يک عامل بسيار مهم و تأثير گذار در توسعه اقتصادي مورد عنايت خاص کشورهاي پيشرفته و در حال توسعه قرار گرفته است. با توجه به اهميت کارآفريني در رشد و توسعه جوامع و نيز نظر به نو پا بودن تحقيقات مرتبط با کارآفريني در کشور ما، اين مطالعه مي تواند از جهات زير حائز اهميت باشد:
* با بررسي نقش آموزش کارآفريني در بخش کشاورزي، ادبيات قابل توجهي در اين زمينه براي دانشجويان، محققان و کارشناسان علاقمند به موضوع فراهم مي شود.
* با توجه به کمبود تحقيقات مربوط به نقش آموزش کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي در کشور ما، اين تحقيق ميتواند شروعي براي انجام تحقيقاتي بيشتر در اين زمينه باشد.
* با توجه به کمبود تحقيقات مرتبط با نقش آموزش کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي در کشور ايران، روششناسي مورد استفاده در اين تحقيق مي تواند مورد استفاده محققاني که در آينده علاقمند به انجام تحقيقات مرتبط با کارآفريني هستند، قرار گيرد.
* نتايج اين تحقيق مي تواند در بهبود محتواي آموزشي مورد استفاده توسط موسسات آموزشي به آنها کمک نمايد.
* نتايج اين تحقيق مي تواند مورد استفاده برنامه ريزان و سياست گذاران توسعه مناطق روستايي ايران قرار گيرد و شناخت روشني از چگونگي استفاده از آموزش کارآفريني براي توسعه مناطق روستايي ارائه دهد.
* آگاهي از نقش آموزشهاي کوتاه مدت آموزش کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي ميتواند پيش زمينه براي تعيين محتواي آموزشي جديد و ارائه الگو و مدل بهينه در آموزش کارآفرينان باشد.
1-4- اهداف تحقيق
هدف کلي اين تحقيق بررسي نقش آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در اشتغالزايي بخش کشاورزي در استان اصفهان مي باشد.
در راستاي دستيابي به هدف کلي فوق، اهداف اختصاصي زير در نظر گرفته شده است:
1. بررسي نقش آموزش تکنيکهاي خلاقيت و شناخت و ارزيابي فرصتها در اشتغالزايي بخش کشاورزي
2. بررسي نقش آموزش مراحل تاسيس و راه اندازي کسب و کارها در اشتغالزايي بخش کشاورزي
3. بررسي نقش آموزش چگونگي تدوين طرح کسب و کار و روشهاي تامين منابع سرمايهبر اشتغالزايي بخش کشاورزي
4. بررسي نقش آموزش تثبيت و اداره کسب و کار در اشتغالزايي شرکت کنندگان در بخش کشاورزي
5. بررسي موانع و مشکلات موجود در آموزشهاي کوتاه مدت کارآفريني در زمينه اشتغالزايي بخش کشاورزي
1-5- محدوده هاي تحقيق
1-5-1- محدوده موضوعي
اين تحقيق به بررسي نقش آموزش هاي کوتاه مدت کارآفريني(72 ساعته در قالب 18 – 36 جلسه ) اجرا شده توسط شرکتها و موسسات خصوصي کارآفريني با نظارت سازمان کار و امور اجتماعي استان اصفهان از سال 85 تاکنون ،خواهد پرداخت، و اين آموزشها را به لحاظ الگوي آموزشي مورد استفاده، سرفصلهاي ارائه شده در طول دوره هاي آموزشي و منابع آموزشي استفاده شده براي آمادهسازي افراد جهت ورود به دنياي کسب و کار و اختصاصا راه اندازي مشاغل در بخش کشاورزي استان اصفهان مورد بررسي قرار مي دهد.
1-5-2- محدوده مکاني
قرار گرفتن استان اصفهان در ميان کوههاي مرکزي ايران و دامنه هاي شرق زاگرس، مناطق مختلفي را با شرايط کاملا متفاوت اقليمي و آب و هوايي بوجود آورده است که از طرفي مناطق کوهستاني و برفگير را در بر مي گيرد، و از سويي شامل اراضي آبرفتي بسيار حاصلخيز مي باشد. در بخش هائي از استان، شرايط طبيعي وضعيت مناسبي را براي توسعه منابع طبيعي فراهم آورده و در قسمت هايي نيز با مشکلات بيابانها، کويرها و خشکسالي هاي طولاني مواجه هستيم که بالطبع اين تفاوتهاي اکولوژيک و ناهمگوني شرايط اقليمي و امکانات محيطي منطقه در هدايت و توزيع جمعيت در بخش هاي مختلف استان و نيز در زمينه طرق معيشتي و فعاليت هاي توليدي و اقتصادي منطقه نقش مهمي را ايفا مي نمايد.
* مساحت استان اصفهان
استان اصفهان با مساحت 107045 كيلومتر مربع ( معادل 6/57 درصد از مساحت كشور) بين 30 درجه و 42 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي و 49 درجه و 38 دقيقه تا 55 درجه و 32 دقيقه طول شرقي در بخش مركزي ايران در جلگه اي حاصلخيز و پربركت واقع شده و به طور خلاصه مي توان گفت اكثر شهرها و روستاهاي آن حاصل جريان زاينده رود است .شكل استان از لحاظ گسترش در امتداد طول و عرض جغرافيايي به گونه اي است كه ميانگين طول آن 532/5 كيلومتر و عرض استان برابر با 405 كيلومتر مي باشد.
اين استان که در مرکز ايران واقع شده است و از شمال به استان‌هاي مرکزي، قم و سمنان؛ ازجنوب به استان‌هاي فارس و کهگيلويه و بويراحمد؛ از غرب به استان‌هاي لرستان، خوزستان و چهارمحال و بختياري و از شرق به استان يزد محدود است.
* تقسيمات استان اصفهان
بر اساس آخرين تقسيمات كشوري در سال 1388 استان اصفهان داراي 23 شهرستان، 45 بخش، 98 شهر و 720 دهياري مي باشد.
* جمعيت استان اصفهان
جمعيت استان اصفهان طبق نتايج سرشماري نفوس و مسكن در سال 1385، برابر با 4559256 نفر، داراي رتبه سوم جمعيت كشور شامل 2334597 نفر مرد و 2223021 نفر زن بوده كه در 1224425 خانوار زندگي مي كنند.
* وضعيت اقتصادي استان اصفهان
از نظر اقتصادي، استان اصفهان در سطح كشور از موقعيت ممتازي برخوردار است به گونه اي كه 2/3 درصد اراضي زير كشت آبي و ديم كشور و 5/6 درصد از كل واحدهاي بهره بردار كشاورزي را به خود اختصاص داده است و در توليد چند محصوص به خصوص گندم آبي بالاترين ميزان عملكرد در واحد سطح در كل كشور را داراست. استان اصفهان با حدود ده هزار واحد توليدي صنعتي پس از استان تهران و از نظر تعداد واحدهاي صنعتي بزرگ در سطح كشور در رتبه دوم قراردارد. علاوه بر اين استان از نظر ميزان اشتغال، ارزش افزوده و ارزش توليدات صنعتي با استخراج ساليانه بيش از 17 ميليون تن مواد معدني (رتبه سوم) و حدود 4/5 ميليون تن سنگ تزئيني (رتبه اول) در مجموع در كل كشور پس از استان تهران در رتبه دوم قرار دارد.
* مهمترين فرصت ها و قابليت هاي استان
* موقعيت مكاني ويژه استان (قرار گرفتن استان در مركز كشور و در مسير راههاي ترانزيتي شمال – جنوب و شرق- غرب و همجواري با 9 استان )
* وجود پتانسيلهاي قوي كارآفريني رو به رشد
* برخورداري از جاذبه هاي گردشگري در زمينه هاي تاريخي ، طبيعي و انسان ساخت با ارزش ملي و فراملي و وجود بيش از پنج هزار اثر تاريخي غيرمنقول و ده هزار اثر شناخته شده منقول بازمانده از ادوار مختلف در جاي جاي استان و نيز چشم اندازها و گردشگاههاي طبيعي و يا احداث شده طي سالهاي اخير در حاشيه رودخانه پربركت زاينده رود و مناظر حاشيه آن و تبديل استان به عنوان يك قطب مهم گردشگري كشور
* وجود سرمايههاي انساني (ظرفيت هاي علمي، هنري، فني، تخصصي و مديريتي و …) انباشته شده به عنوان مكمل فعاليت هاي سرمايه گذاري در راستاي اقتصاد دانايي محور
* وجود ظرفيتهاي قوي دانشگاهي و مراكز توليد علم و فنآوري، مراكز بزرگ علمي، تحقيقاتي متعدد، مراكز آموزش فني و حرفه اي
* وجود بخش غير دولتي توانمند زمينه ساز جذب سرمايه گذاري خارجي
* استقرار صنايع مادر و بزرگ در سطح ملي همچون ذوب آهن، فولادمباركه، پالايشگاه، داروسازي، پتروشيمي، هواپيما و هليكوپترسازي، صنايع و مراكز نظامي، انرژي اتمي، راههاي اصلي و فرعي مناسب، فرودگاه بينالمللي، خطوط راهآهن و از همه مهمتر رودخانه زايندهرود فرصتهاي خوبي را براي جويندگان فعاليتهاي اقتصادي در سطح استان فراهم نموده است(سايت استان اصفهان،1389 ).
1-5-3- محدوده زماني
محدوده زماني که در آن آموزش هاي کوتاه مدت کارآفريني به صورت دوره اي در شهرستانهاي مختلف استان صورت گرفته از بهمن ماه 1385 تا کنون بوده است، که در اين مدت افراد علاقمند و جوياي کار در بخش هاي مختلف اقتصادي و بويژه بخش کشاورزي تحت اين آموزشها قرار گرفته اند. همچنين محدوده زماني که تحقيق در آن انجام مي گيرد بهار سال 1390 مي باشد.
1-6- محدوديت هاي تحقيق
آنچه که ميتوان به عنوان محدوديتهايي مطرح نمود که در واقع در دوره زماني انجام اين تحقيق باعث اختلال در انجام موثرتر تحقيق شده است، موارد ذيل مي باشند:
1. با توجه به اينکه کارآفريني مقوله اي جديد در اذهان عمومي مي باشد و در مراحل اوليه از برنامه فرهنگ سازي براي آشنايي اذهان عمومي قرار دارد، بنابراين بدست آوردن هرگونه اطلاعات در اين زمينه منوط به آگاهي اوليه منبع مورد نظر در زمينه کارآفريني و شناخت آن بوده است.
2. از زمانيکه موضوع آموزش کارآفريني در سطح جهان مطرح گرديد، اين وظيفه به آموزش عالي و دانشگاهي محول شده و در واقع شروع آموزش کارآفريني به صورت آکادميک و رسمي بوده، در ايران نيز در سالهاي اخير بيشترين توجه و تمرکز در آموزش کارآفريني در حيطه رسمي دانشگاهي و آموزش و پرورش بوده و البته اخيرا دانشکده کارآفريني نيز به آن اضافه شده است و بنابراين آموزش کارآفريني به سبک دوره هاي کوتاه مدت و به صورتيکه در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفته هم در سطح جهاني و بخصوص در سطح ملي در سالهاي اخير به مرحله اجرا رسيده و تقريبا تنها وزارتخانه مجري در اين زمينه وزارت کار و امور اجتماعي بوده است و لذا اطلاعات اندکي در اين زمينه موجود مي باشد و تحقيقات کمي بر روي اين موضوع (بويژه آموزش کوتاه مدت کارآفريني به قصد ايجاد اشتغال در بخش کشاورزي) صورت گرفته است .
3. عدم شناخت يا شناخت اندک شرکت کنندگان از کارآفريني و صرف وقت براي ايجاد زمينه فکري اوليه در اين دوره هاي کوتاه مدت از جمله مشکلات مهمي است که باعث شده هدف اصلي که همان زمينه سازي



قیمت: تومان


پاسخ دهید