گروه هنرهاي رسانه‌اي
پايان نامه کارشناسي ارشد رشته توليد سيما
عنوان پايان نامه :بررسي مولفه هاي سبک زندگي اسلامي- ايراني با رويکرد اخلاقي در سريالهاي مناسبتي(مطالعه موردي سريال مادرانه)
استاد راهنما: حجت الاسلام دکتر عبدالله متقي زاده
دانشجو: محمدصادق نيکويي
تابستان 1393
آيين نامه چاپ پايانه نامه دانشجويان دانشکده صدا و سيما قم
نظر به اين که چاپ و انتشار پايان نامه تحصيلي دانشجويان دانشکده صدا و سيما قم، مبين بخشي از فعاليت‌هاي علمي پژوهشي اين دانشگاه است. بنابراين به منظور آگاهي و رعايت حقوق دانشکده، دانش آموختگان اين دانشکده نسبت به رعايت موارد ذيل متعهد مي‌شوند:
ماده1: در صورت اقدام به چاپ پايان‌نامه خود، مراتب را قبلاً به طور کتبي به معاونت پژوهشي دانشکده اطلاع دهيد.
ماده 2: در صفحه سوم کتاب (پس از برگ شناسنامه) عبارت ذيل را چاپ کنيد.
“کتاب حاضر،‌حاصل پايان نامه کارشناسي ارشد نگارنده در رشته ارتباطات اجتماعي است که در سال 1393 در گروه فرهنگ و ارتباط دانشکده صدا و سيما قم به راهنمايي جناب آقاي دکتر متقي زاده دفاع گرديده است”
ماده 3: به منظور جبران بخشي از هزينه‌هاي انتشارات دانشکده، تعداد يک درصد شمارگان کتاب (در هر نوبت چاپ) را به معاونت پژوهشي دانشکده اهدا کند. دانشکده مي‌تواند نياز خود را در معرض فروش قرار دهد.
ماده4: در صورت عدم رعايت ماده 3، 5? بهاي شمارگان چاپ شده را به عنوان خسارت به دانشکده صدا و سيما تأديه کند.
ماده 5: دانشجو تعهد و قبول مي‌کند در صورت خودداري از پرداخت بهاي خسارت، دانشکده مي‌تواند خسارت مذکور را از طريق مراجع قضايي مطالبه و وصول کند؛ به علاوه به دانشکده حق مي‌دهد به منظور استيفاي حقوق خود از طريق دادگاه، معادل وجه مذکور درماده 4 را از محل توقيف کتابهاي عرضه شده نگارنده براي فروش،‌تأمين نمايد.
ماده6: اينجانب محمد صادق نيکويي دانشجوي رشته توليد سيما مقطع کارشناسي ارشد، تعهد فوق و ضمانت اجرايي آن را قبول کرده، به آن ملتزم مي‌شود.
نام و نام خانوادگي: محمد صادق نکويي تاريخ و امضاء:
صورت جلسه دفاع پايان نامه کارشناسي ارشد
با تاييدات خداوند متعال و با استعانت از حضرت ولي عصر (عج الله تعالي فرجه الشر يف) جلسه دفاع از پايان نامه آقاي ………………………………….دانشجوي مقطع: کارشناسي ارشد رشته …………………………. دوره : ……………………
با عنوان پايان نامه”………………………………………………………………..”
در تاريخ …../…../93 و در ساعت 00/…… با حضور اعضاي محترم هيئت داوران در دانشکده صدا و سيماي قم برگزار گرديد و پايان نامه ايشان با کسب نمره ………………………………….. و رتبه: ………………………………
پذيرفته شد(با اصلاحات پذيرفته شد( پذيرفته نشد(
توضيحات
رديفمشخصات هيات داوران نام و نام خانوادگي امضاء1استاد راهنما نظري2استاد راهنما عملي 3داور (نظري)4داور(عملي)5نماينده تحصيلات تکميلي
چکيده
بررسي سبک زندگي به عنوان يک مقوله اجتماعي چند وقتي است که عرصه علمي و دانشگاهي داخل و خارج را به خود مشغول داشته است.سبک زندگي که نمود باور‌ها و ارزش‌هاي اجتماعي افراد است بسته به نگرش‌هاي فکري جوامع مختلف متفاوت خواهد بود.
از آنجا که دين مبين اسلام داراي باور‌هاي غني و بايد ‌هاي استواري است، براي زندگي پيروان خود آدابي آورده است که جلوه‌هاي زيبا و معنا دار آن را در کردار و رفتار مؤمنان حقيقي مي‌بينيد.
ما در اين پژوهش به مؤلفه‌هاي اخلاقي سبک زندگي ديني و نمود‌هاي اخلاقي آن پرداخته‌ايم و با مؤلفه‌هاي اخلاقي و ضد اخلاقي موجود در سريال مادرانه مورد بحث قرار داديم.
سريال مادرانه يک سريال مناسبتي است که در ماه مبارک رمضان از شبکه سه سيما پخش شد. اين سريال شامل مؤلفه‌هاي اخلاقيِ خانواده‌هاي ايراني مانند احترام به والدين، محبت، غيرت و … مي‌باشد.
اما نتايج تحقيق نشان داد که اين مؤلفه‌ها نمود چنداني در سريال مذکور نداشته‌اند. درحاليکه در نگرش ديني، زماني آداب و رفتار داراي ارزش هستند که خدا را به عنوان مبدأ هستي در آغاز و به عنوان غايت هستي در پايان و به عنوان مدبر عالم هستي درطي انجام آن کار لحاظ کرد. اما يافته‌هاي پژوهش حاکي از آن است که توجه به ارزشهاي الهي و مبدأ هستي در سريال مادرانه حضور چشمگيري نداشته است.
کليد واژه:
سبک زندگي، ديني، سليقه، ادراک، نگرش، اخلاق، آداب
فهرست مطالب
فصل اول: کليات تحقيق11-1. بيان مسئله(طرح مسئله)21-2. ضرورت و اهميت انجام پژوهش51-3. اهميت تحقيق71-2-1. سوالات اصلي71-2-2. سوالات فرعي71-4. سوال تحقيق71-5. اهداف تحقيق81-4-1. هدف اصلي 81-4-2. هدف فرعي 81-6. فرضيه تحقيق81-7. کليد واژه ها تعريف مفاهيم81-6-1. سبک زندگي81-6-2. اخلاق91-6-3. سليقه 91-6-4. دين 101-6-5. مولفه هاي سبک زندگي 10فصل دوم: مباني نظري تحقيق112-1. پيشينه تحقيق سبک زندگي 122-1-1. کتاب ها 122-1-2. پايان نامه ها 192-1-3. مقالات 222-2. ديدگاه متفکران غربي درباره سبک زندگي232-2-1. ديدگاه جامع شناسانه 232-2-2. ديدگاه روانشاسانه242-3. سبک زندگي 262-3-1. سبک زندگي به عنوان گروه بندي282-3-2. سبک زندگي به عنوان “شاخصه” طبقه يا قشر اجتماعي292-4. ارتباط مفهوم سبک زندگي با مفهوم و مقوله فرهنگ312-5. مولفه هاي سبک زندگي 332-3-3. شاخصه هاي نظري372-5-1-1. مطالعه ارزش ها 372-5-1-2. مطالعه هويت 382-3-4. شاخصه هاي عيني392-5-2-1. الگوي مصرف و کالاهاي مصرفي392-5-2-2. الگوي تفريح402-6. ويژگي هاي سبک زندگي 402-7. کارکردهاي سبک زندگي 422-7-1. فهم زندگي 422-7-2. امکان پيش بيني422-7-3. امکان کنترل432-8. سليقه 432-9. ادراک 462-10. نگرش542-10-1. رابطه نگرش ايماني با رفتار 542-10-2. معاني زندگي در سبک زندگي ديني572-11. آداب692-11-1. تعريف آداب 692-12. تفاوتهاي آداب و اخلاق712-13. بررسي مولفه هاي اخلاقي(رفتاري)سبگ زندگي در سريال مادرانه 722-13-1. تعريف خانواده 742-13-1-1. محبت ورزي752-13-1-2. احترام گذاشتن در خانواده 782-13-1-3. حسن خلق842-13-1-4. عيب پوشي 862-13-1-5. مشورت کردن 872-13-1-6. دوست و هم نشين 902-13-2. سرپرستي خانواده 932-13-2-1. سرپرستي خانواده از سعادت مرد است 942-13-2-2. کسب حلال95فصل سوم: روش تحقيق983-1. روش تحقيق993-2. آداب ومولفه هاي اخلاقي مورد اشاره در اين پايان نامه 1003-2-1. خانواده 1003-2-2. محبت 1013-2-3. حسن خلق1013-2-4. عيب پوشي1013-2-5. مشورت کردن 1013-2-6. کسب حلال1023-2-7. دوست و هم نشين 1023-2-8. مسئوليت پذيزي1023-2-9. صداقت 1023-2-10. صبر 1033-2-11. لجاجت 1033-2-12. بخشش و گذشت 103فصل چهارم: يافته‌هاي تحقيق1044-1. چکيده روايات سريال مادرانه 1054-2. نمودار روايي داستان 1094-3. مربع معنايي داستان 1114-4. بررسي مولفه هاي سبک زندگي اخلاقي به کارگرفته شده در زندگي مادرانه 1134-4-1. خانواده 1134-4-2. محبت 1144-4-3. حسن خلق(يا نبود اخلاق نيک)1184-4-4. آبرو1204-4-5. کسب حلال(دوري از مال حرام)1224-4-6. دوست و هم نشين 1244-4-7. مسئوليت پذيري 124فصل پنجم نتايج تحقيق1275-1. نتيجه گيري و جمع بندي 1285-2. بررسي سوالات تحقيق و فرضيه1285-2-1. سوال اصلي 1285-2-2. سوالات فرعي1295-3. فرضيه تحقيق1305-4. نتايج تحقيق1305-5. پيشنهاد ها و راهکارها132فهرست منابع و مآخذ133
فصل اول
کليات تحقيق
* بيان مسأله
* ضرورت و اهميت انجام پژوهش
* سؤالات تحقيق
* کاربردهاي انجام تحقيق و نام بهره وران از آن
* اهداف تحقيق
* فرضيه تحقيق
* کليد واژه ها و تعريف مفاهيم
بيان مسأله
از آن هنگام که دانشمندان جامعه شناسي، توجه خود را به عناصر و ويژگي هاي موجود در شکل زندگي افراد معطوف نمودند زمان زيادي نمي گذرد. مقصود ابتدايي جامعه شناسان از مطالعه در سبک زندگي افراد توجه به طبقات اجتماعي آنان بوده، در دل اين تحقيقات تعلق افراد به گروه هاي اجتماعي را مشخص مي نمودند.
آنچه که در اين نحو از مطالعات نظر جامعه شناسان را بر مي انگيخت نحوه و شکل مصرف مردم بود. در حقيقت اين دانشمندان در صدد بيان آن بودند که بگويند سبک زندگي بازگويي و بازنمايي افراد از موقعيت هاي اجتماعي خويش است. در اين نگاه مصرف کالا نه يک نياز اقتصادي بلکه پاسخي صريح به نيازهاي فرهنگي افراد نيز مي باشد. افراد با مصرف نمودن نوع خاصي از کالاها و با نشان دادن شکل خاصي از رفتار در مصرف کالاها، گروه ها و طبقات اجتماعي را شکل مي دادند که مصرف در آن حرف اول را مي زد. در اين نگاه انسان با بکار گيري سبک خاصي از زندگي تلاش مي کند تا منزلت اجتماعي خود را در تماس با بيگانگان به رخ آنان بکشد و از اين رهگذار دوستان مورد نظر خود را يافته، کساني که مانند او فکر نمي کنند را از خود براند. بنابراين عناصر و ويژگي هايي که در سبک زندگي يک فرد وجود دارد داراي نوعي انسجام و کليت مي باشد که وحدت دروني آن را مي رساند. سبک زندگي افراد اگرچه متمايز بوده اما وجوه مشترکي که ما بين سبک هاي زندگي وجود دارد طبقات اجتماعي را به وجود مي آورد. نتيجه آنکه سبک زندگي افراد هم عامل تعيين کننده اي براي تمايز طبقات اجتماعي است و هم شکل دهنده آن.
اما رفته رفته مفهوم سبک زندگي در عرصه علوم اجتماعي رنگ و بوي جديدي به خود گرفته از مطالعه طبقات اجتماعي در سطح تحليل اجتماع به سطح تحليل فرد ورود پيدا نمود. ديگر مراد از سبک زندگي افراد، طبقه و منزلت اجتماعي آنان نبود.
رويکرد جديد، مجموعه اي از ارزش ها، نگرش ها و رفتارهاي افراد را سبک زندگي دانسته و آن را شيوه زندگي مي خواند که بر الگوهاي فردي مطلوب از زندگي دلالت دارند. اين تعريف جهان بيني، نگرش ها و ارزش ها، عادت ها و وسايل زندگي را در بر مي گيرد.
سبک زندگي که ديگر راهي شد براي تعريف ارزشها و سنجش ميزان تأثير گذاري آن بر نگرش افراد، در نهايت بدنبال پيامدهاي رفتاري حاصل از نگرش و ارزش رفت.
در اين نگاه نگرش هاي متعدد ، سبک هاي متفاوتي را در مقابل زندگي آدمي قرار مي دهند تا او بر اساس الگويي نانوشته در طول حيات مادي و زميني خود دست به انتخاب هاي گسترده زند. شيوه بهره بردن از درآمد،چگونگي انتخاب پوشش، تعيين مدت زمان کارکردن، نحوه تغذيه، نوع کتاب هايي که براي خواندن انتخاب مي کند،آهنگي که گوش مي کند و…همه و همه بر اساس الگويي برخواسته از نگاه آدمي بر ارزش هاست.
زندگي ديني نيز که برخواسته از نظام ارزشي غني مي باشد، داراي چنان تأثير عميقي بر رفتار و کردار آدمي است که مهد تا لحد آدمي را فرا گرفته براي يک يک رفتارهاي او برنامه اي منسجم و هماهنگ با نظام عالم هستي ارائه مي دهد.
سبک زندگي ديني رفتارها و تظاهرات فردي و جمعي خود را از سه ساحت دين يعني اعتقادات، اخلاقيات، و فروعات عملي دين مي گيرد که هريک به صورت مؤلفه اي خاص بروز و ظهور مي يابد.مؤلفه هايي که اگر بازشناسي شده و مطابق الگوهاي کامل آن باز تعريف گردند قابليت هماهنگ شدن با مقتضيات زمان را نيز دارند. در حقيقت با شناختن همين مؤلفه هاست که مي توان محک و معيار مناسب براي سنجش رويکرد جامعه به دين را تبيين کرده و براساس آن هندسه فرهنگي موجود و مطلوب جامعه ديني را ترسيم نمود.
جامعه اي که الگوي رفتاري خود را تنها از نظام ارزشي دين نمي گيرد و بسياري از مؤلفه هاي ديگر همانند تبليغات،مد،اجتماعي شدن و… سبک زندگي او را تعيين مي نمايند.
فارق از اينکه دين، خود خواهان زندگي براساس سبک ديني است و غير آن را بر نمي تابد زماني اهميت رواج سبک هاي غير ديني معين و مشخص مي شود که بدانيم سبک ها نيز ارزش آفرين هستند و در نگرش انسان به زندگي اطراف تأثير گذارند.اين مسأله که آيا تکنولوژي هاي وارداتي خود ابزار انتقال فرهنگ ها هستند براي بسياري از دلسوزان فرهنگي به دغدغده اي قديمي بدل شده است حال آنکه شکل زندگي آدمي همان فرهنگي است که امروزه بسياري آن را نه از دريچه نظريات دين بلکه از کانال مراودات اجتماعي و يا حتي از برند کالاهاي مصرفي دريافت مي کنند.اين ارتباط دو سويه بين ارزشها و سبک زندگي است که اگر آگاهانه دنبال شود ارزشها هستند که سبک آفرين خواهند شد و در غير اين صورت سبک هاي زندگي از مبادي تاريک و نامشخصي اخذ خواهند شد که تنها لذات آني ولي ناپايدار را بدنبال دارند.اين داستان آنجا شکل جدي تري به خود مي گيرد که استعمار زين پس قدرت خود را نه در لشگر کشي بلکه در تغيير ذائقه انسان ها دنبال مي کند که منافع او را به شکل کم هزينه تر ولي پايدارتر تأمين کند.سرّ هزينه هاي بسيار استمعارگران در راستاي راه اندازي بنگاه هاي تبليغي به شکل بسيار گسترده را در همين نکته بايد جست.
مصرف زدگي در ايران که رواج مصرف محصولات فرهنگي بيگانه (فيلم و موسيقي و…)به يکي از مصاديق بارز آن بدل شده بر مؤلفه هاي اخلاقي سبک زندگي حال و حاضر مردم به شدت اثر گذاشته است. بسياري ديگر آنگونه که پدرانشان مي انديشيدند نمي انديشند و اين تغيير در افکار نه از روي مطالعه و تحقيق بلکه در اثر واپس زدگي در مقابل مظاهر زندگي غربي حاصل شده است.
تغيير در نوع پوشش، ميزان و شکل مصرف، موسيقي مورد علاقه مردم، تفريحات و سرگرمي هاي جذاب ، نوع تغذيه و بسياري از دگرگوني هاي موجود – که ديگر نه پنهان و آهسته که از آن به شبيه خون تعبير شود- عرصه حيات اجتماعي جامعه ما را تبديل به جنگ تمام عيار فرهنگي نمود. جنگي که کشته هاي آن نه تنها ممدوح نيستند بلکه هلاک شدگاني مرگ آفرين هستند که جامعه را از حيات طيبه مورد نظر دين خالي و تهي مي گردانند.
امروزه تلاش صدا و سيماي جمهوري اسلامي براي توليد سريال هاي مناسبتي را از آن رو بايد ارزيابي نمود که فيلم و سريال قدرت بي بديلي در ارائه سبک هاي زندگي دارند. سريال هاي مناسبتي سريال هايي هستند که هر ساله به مناسبت ايام مذهبي سال مانند رمضان و محرم از تلوزيون ايران براي سرگرمي و انتقال مفاهيم ديني پخش مي شوند و بسياري از آنان با استقبال خوب مردم نيز مواجه شدند. اين امر مؤيد آن است که مفاهيم ديني ظرفيت آن را دارند که در قالب هنرهاي جديد جاي خود را در زندگي مردم باز نمايند. در اين سريال ها اگر مؤلفه هاي سبک زندگي به خوبي نشان داده شوند مي توانند بهترين عملکرد براي تبليغ ارزش هاي ديني را فراهم آورند. سريال مادرانه را نيز مي توان از آن دست سريال هاي مناسبتي دانست که با بازي خوب بازيگرانش توانسته بود بخشي از مؤلفه هاي اخلاقي سبک زندگي ديني مانند احترام به والدين را به نمايش در آورد. بنابراين سزاوار است تا هنرمندان عرصه هنر هاي تصويري مخصوصا تلوزيون و سازندگان سريال هاي مناسبتي با توجه بيشتر به فقه الاوسط در دين _که همان اخلاق است_ که در زندگي ديني به گونه اي خاص سبک آفريني مي کند و بازشناسي آن به معيار مناسب شناخت جايگاه اخلاقي جامعه در دين دست يابند.
1-1. ضرورت و اهميت انجام پژوهش:
1-1-1. ترويج شکل و سبک زندگي غربي راه مطمئن و کم هزينه غرب براي تسخير کشورهاي مستعمره است.در اين بين از بين بردن پايه هاي اخلاقي جامعه همچون غيرت ديني و تعصب ملي مرز اطميناني است که کشورهاي غربي براي در امان ماندن از انقلاب هاي مردمي برگزيدند. به يقين شناختن مؤلفه هاي اخلاقي مورد پسند غرب بنيان اساسي مبارزه با ورود خلقيات ناپسند غربي و حفظ جامعه در برابر آن است.
1-1-2. دين که داراي نظام ارزشي خاص خود مي باشد،ايمانِ تنها را مايه نجات نمي داند و رهايي از آتش عقبي و رسيدن به سعادت دنيي را در عمل نمودن به احکام دين مي داند. اين احکام راه و سبک زندگي نويني را به انسان مي آموزاند که قرآن از آن به حيات طيبه ياد مي کند و خروج از اين سبک زندگي را حيات ناپاک يا همان مرگ واقعي مي نامد.
بازشناسي مؤلفه هاي سبک زندگي ديني و شناختن محاسن و تبليغ خوبي هاي آن راه برون رفت از بن بست تعلقات دنيايي است که سبک زندگي غربي آن را تبليغ مي نمايدو مايه سعادت و نجات ملت ها در دنيا از شر استعمار گران و مايه آبادي سرزمين ها و در عقبي مايه وصول به سرمايه هاي بهشت و رضاي حق خواهد بود و نجات آدمي را از آتش جهنم به همراه خواهد داشت.
1-1-3. قرآن که منبع بزرگ در برداشت هاي ديني به شمار مي رود ما را به قيام در راه خدا آن هم مثني و فرادا نموده يعني به صورت جمعي بايد درراه خدا قيام نمود و جامعه را به تعاونوا علي البر خوانده تا احکام آسماني که منشأ نيکي هاست در اجتماع مسلمين ظهور و بروز داشته باشد. به يقين اگر اين آموزه ها به صورت سبک در زندگي پديدار گردند بهترين ياري دهنده انسان ها در انتخاب نيکي ها خواهند بود که انتخاب ما در زندگي دنيا بر اساس الگوي نانوشته سبک زندگي خواهد بود.
1-1-4. رهبر معظم انقلاب ساخت تمدن جديد اسلامي را وظيفه امروز حکومت و جامعه ديني مي داند و راه رسيدن به اين تمدن را توجه جامعه به سبک و سلوک زندگي فردي و جمعي بر اساس آموزه هاي دين مي داند.ايشان در جمع جوانان استان خراسان شمالي در سفر سال 1391 خود به اين استان با اشاره به کاستي هاي موجود در سبک زندگي مردم در داخل کشور آن را يک مشکل وارداتي از غرب دانسته فرمودند:
“…. نميشود يک تمدن را به صرف اينکه ماشين دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد و تحسين کرد؛ در حالي که در داخل آن، اين مشکلات فراوان، سراسر جامعه و زندگي مردم را فرا گرفته. اصل اينهاست؛ آنها ابزاري است براي اينکه اين بخش تأمين شود، تا مردم احساس آسايش کنند، با اميد زندگي کنند، با امنيت زندگي کنند، پيش بروند، حرکت کنند، تعالي انسانيِ مطلوب پيدا کنند.”(23/07/1391)
به يقين شرط پيمودن سلوک ديني و خروج از بن بست فرهنگ غربي در دانستن و شناختن اين سلوک آسماني است که لازم مي دارد تا گروه هاي علمي حوزه و دانشگاه بخش بزرگي از تحقيقات خود را به اين امر مهم اختصاص دهند و اين تحقيق نيز طبق منويات رهبري عزيز انقلاب و در راستاي پرداختن به تمدن بزرگ اسلامي موضوع خود را به سبک زندگي ديني مي پردازد.
1-1-5. امروزه قدرت رسانه به طور عام و فيلم و سريال به طور خاص در سبک سازي ديگر بر کسي پوشيده نيست.
وجود بنگاه هاي رسانه اي و استوديوي هاي فيلم سازي بزرگ در دنيا و ورود آنها به عرصه تهاجم صريح فرهنگي و ساختار شکني هاي پي در پي آنها وظيفه اي سنگين بر رسانه ملي نهاده است تا با ساخت سريال هايي با مضامين ديني و توجه به سبک زندگي بومي، عرصه را براي ورود سبک زندگي غربي تنگ نموده و سبک زندگي درست را به مردم نشان دهد. اين تحقيق در ضمن به بررسي مؤلفه هاي اخلاق ديني در سريال مادرانه پرداخته تا بدين شکل کمک کوچکي به نقد سالم و درست از سريال هاي مخصوصا با مضامين ديني بنمايد.
1-2. سؤالات تحقيق (اصلي و فرعي )
1-2-1. سؤال اصلي:
مؤلفه هاي اخلاقي سبک زندگي ديني در سريال هاي مناسبتي کدامند؟
1-2-2. سؤالات فرعي:
1. مؤلفه هاي اخلاقي سريال مادرانه کدام است ؟
2. آيا مؤلفه هاي اخلاقي مثبت در سريال مادرانه تأثير روشني در نتيجه داستان مادرانه داشته است؟
3. مؤلفه هاي ضد اخلاقي در سريال مادرانه کدام است؟
1-3. كاربردهاي انجام تحقيق و نام بهره‌وران از آن:
اين تحقيق مي تواند در اين موارد مورد استفاده قرار گيرد:
1. سياست گذاران کلان عرصه فرهنگ.
2. سياست گذاران کلان عرصه رسانه ملي.
3. تهيه کنندگان، کارگردانان و برنامه سازان صدا و سيما.
4. محققان و پژوهشگران صدا و سيما.
5. ناظران و ارزيابان حوزه هاي توليد و پخش به منظور ارزيابي بهتر و دقيق تر.
1-4. اهداف تحقيق (شامل اهداف نظري: هدف اصلي و اهداف فرعي)
1-4-1. هدف اصلي :
بازشناسي جايگاه مؤلفه هاي اخلاقي سبک زندگي در سريال هاي مناسبتي
1-4-2. اهداف فرعي:
شناسايي مؤلفه هاي اخلاقي در سبک زندگي ديني ارائه شده در سريال مادرانه
شناسايي مؤلفه هاي ضد اخلاقي در سبک زندگي غير ديني ارائه شده در سريال مادرانه
1-5. فرضيه تحقيق
با توجه به تعاريفي که از سبک زندگي ارائه مي دهند و با توجه به اينکه سبک زندگي، رفتار انسان در مواجهه روزمره با زندگي را نيز شامل مي شود به نظر مي رسد دين و اخلاق که قسمت عمده اي از آن در مديريت رفتار فردي و جمعي است نقش بسيار زيادي در ايجاد سبک زندگي دارند.
1-6. كليد واژه‌ها و تعريف مفاهيم:
سبک زندگي، اخلاق ، دين ،ذائقه (سليقه)،مؤلفه هاي سبک زندگي
1-6-1. سبک زندگي:
سبک زندگي، شيوه زندگي است و بر الگوهاي فردي مطلوب از زندگي دلالت دارد که جهان بيني، نگرش ها و ارزش ها، عادت ها، وسايل زندگي و همچنين الگوهاي روابط اجتماعي، اوقات فراغت و مصرف را در بر مي گيرد. سبک زندگي، بيشتر بيانگرايانه است و شخص، خود را از طريق سبک زندگي به جهان اطرافش معرفي مي کند. اين بدان معناست که سبک زندگي از طريق چهره ها (انتخاب لباس ها و رفتارها) اعمال و کردارها (انتخاب فعاليت هاي فراغتي) يا انتخاب وسايل زندگي و حتي گزينش دوستان بيان مي شود.(گيبنز و بوريمر،104:1381)
1-6-2. اخلاق:
كلمه “اخلاق” جمع “خُلق” است كه به معناى شكل درونى انسان و سرشت و سجيّه آمده است. به غرايز و ملكات و صفات روحى و باطنى كه در انسان وجود دارد، اخلاق گفته مى شود و به كردارها و رفتارهايى كه از اين خلقيات، ناشى مى شود نيز اخلاق يا رفتار اخلاقى مى گويند.
مرحوم ملا محمد مهدي نراقي در کتاب شريف جامع السعاده اخلاق را اين گونه تعريف مي کند:
علم اخلاق، علمى است كه صفات نفسانى خوب وبد و اعمال و رفتارهاى اختيارى متناسب با آن ها را معرفى مى كند و شيوه تحصيل صفات نفسانى خوب و انجام اعمال پسنديده و دورى از صفات نفسانى بد و اعمال ناپسند را نشان مى دهد.
1-6-3. سليقه:
واژه taste در زبان انگليسي که در اصل به معناي “مزه و طعم” و قوه چشايي بوده،اما بعدها به معناي ميل،علاقه،اشتياق،دست داشتن،لذت بردن و قدرت تشخيص” گسترش يافته است. (لغت نامه هاي وبستر1973وآمريکن هريتيج،2000) همچنان که در زبان هاي فارسي و عربي نيز چنين آمده است. Taste يا سليقه به معني قدرت تشخيص در زيبايي شناسي (هنر و ادبيات) رواج يافته است: قوه تشخيص آنچع در طريق زيبايي شناسي،خوب يا مناسب است.(امريکن هريتيج2000) و يا سليقه به ” نوعي توانايي فردي براي قضاوت يا درک آنچه خوب يا مناسب است به خصوص در مواردي همچون هنر،سبک،زيبايي و رفتار”(لغت نامه کمبريج،2003)
1-6-4. دين:
” در تعريف دين مي توان گفت : دين مجموعه عقايد ، قوانين و مقرراتي است که هم به اصول بينشي بشر نظر دارد و هم درباره اصول گرايشي وي سخن مي گويد و هم اخلاق و شئون زندگي او را زير پوشش دارد.”
1-6-5. مؤلفه هاي سبک زندگي:
منظور از مؤلفه،اموري است که مصداق عيني سبک زندگي محسوب مي شوند. بنابراين،اموري که از سوي محققان به عنوان عوامل مؤثر بر سبک زندگي پيشنهاد شده (مانند ميزان درآمد و تحصيلات) مؤلفه در نظر گرفته نشده است. عناصري که زيمل،وبلن و وبر در آثار خود از آنها ياد کرده اند، عبارت است از: شيوه تغذيه،خودآرايي(نوع پوشاک و پيروي از مد)، نوع مسکن (دکوراسيون،معماري و اثاثيه)، نوع وسيله حمل و نقل، شيوه هاي گذران اوقات فراغت و تفريح، اطفار(رفتارهاي نجيب زادگي يا دست و دل بازي،کشيدن سيگار در محافل عمومي،تعداد مستخدمان و ارايش آنها). يا طبق تعريف آدلر شبک زندگي شامل همه رفتارها و افکار و احساسات فرد و حرکتش به سوي هدف است.
فصل دوم
مباني نظري تحقيق
* پيشينه تحقيق سبک زندگي
* ديدگاه متفکران غربي درباره سبک زندگي
* سبک زندگي
* ارتباط مفهوم سبک زندگي با مفهوم و مقوله فرهنگ
* مولفه هاي سبک زندگي
* ويژگي هاي سبک زندگي
* کارکردهاي سبک زندگي
* سليقه
* ادراک
* نگرش
* آداب
* تفاوتهاي آداب و اخلاق
* بررسي مولفه هاي اخلاقي(رفتاري)سبگ زندگي در سريال مادرانه
2-1. پيشينه تحقيق سبک زندگي
معادل واژه “سبک” در زبان عربي تعبير “اسلوب” و در زبان انگليسي “style” است. عبارت “سبک زندگي” در شکل نوين آن (life style) اولين بار توسط “آلفرد آدلر” در روانشناسي در سال 1929 ميلادي ابداع شد. اين عبارت به منظور توصيف ويژگي هاي زندگي آدميان مورد بهره برداري قرار گرفت. در کتاب هاي لغت انگليسي، اين واژه در معاني کم و بيش مشابهي به کار برده شده است: “سبک هاي زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها در هر چيزي را در بر مي گيرد. موسيقي عامه، تلويزيون، آگهي ها، همه و همه، تصورها و تصويرهايي بالقوه از سبک زندگي فراهم مي کنند.” اين واژه پس از يك دوره افول، مجدداً از سال 1961 مورد اقبال انديشمندان به خصوص جامعه شناسان قرار گرفت.امروزه بسياري از کساني که در روانشناسي اجتماعي ، جامعه شناسي، مطالعات فرهنگي و حتي کساني که پيرامون دين در غرب تحقيق مي کنند پيرامون سبک زندگي مطالعات گسترده اي انجام دادند و هم اکنون نيز سبک زندگي موضوع مورد علاقه بسياري از رشته هاي علوم انساني مي باشد به گونه اي که مطالعات سبک زندگي را به مطالعات بين رشته اي بدل نموده است.
در اين حوزه کتاب هاي معدودي در زبان فارسي، وجود دارد. برخي از مآخذ نيز به صورت مقاله قابل مشاهده هستند. نظر به اهميت روزافزون اين حوزه هروزه تحقيقات جديدي به صورت کتاب و مقاله ارائه مي شود که بخشي از آنها را جهت معرفي در اين قسمت آورده در حد بضاعتِ تحقيق به بررسي مختصر بعض از اين کتب اشاره مي کنم. پس از جستجو در کتابخانه دانشکده صدا و سيما و هم چنين در محيط اينترنت و ضمنا با مطالعه مقالاتي که در اين زمينه مطلب نوشته اند در ايران به پيشينه زير دست يافتم که عبارت اند از :
2-1-1. کتاب ها :
1. سبک زندگي بر اساس آموزه هاي اسلامي(با رويکرد رسانه اي)،حميد فاضل قانع،بهار 1392،انتشارات مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما.
اين کتاب در شش فصل نوشته شده که مضامين آن اينگونه است.
در فصل اول نويسنده به کليات اين بحث پرداخته و به مفهوم شناسي سبک زندگي، فرهنگ و سبک زندگي، منابع اسلامي سبک زندگي پرداخت و منابع اسلامي سبک زندگي را با موضوعات قرآن، سيره پيامبر اعظم عليه السلام، جوانع روايي و حديثي و همچنين دستاوردهاي انديشمندان مسلمان و در نهايت نتيجه گيري جمع بندي نمود.
در فصل دوم نويسنده به بحث نگرش در سبک زندگي اسلامي پرداخت و موضوعات هويت انسان، تعريف انسان، فطرت انسان، کرامت انسان، اختيار انسان، معناي زندگي، معيار زندگي و سنت هاي اجتماعي را در آن به بحث نهاد.
در فصل سوم که با عنوان ارزش و گرايش در سبک زندگي اسلامي مشخص شده، ضمن تعريف ارزش ها و هنجارها به ذکر مصاديقي از آن پرداخته شده و گروه هاي مرجع و همچنين قشربندي اجتماعي نيز در آن نمايان شده است.
فصل چهارم اما کنش در سبک زندگي اسلامي است که نويسنده در آن به مباحثي همچون حوزه فرهنگ با عناويني مانند؛( اخلاق گرايي، اعتدال، اعتدال در عبادت، اعتدال در گفتار، اعتدال در خوراک، اعتدال در پاسخ گويي به غريزه جنسي، اعتدال در مناسبات اجتماعي، خرافه ستيزي، اوقات فراغت) حوزه اجتماع با مباحث ؛( نظم اجتماعي، نظارت اجتماعي،روابط اجتماعي) حوزه اقتصاد با مباحث؛(الگوي مصرف، عدالت اقتصادي، مناسبات توليد، محيط زيست و توسعه پايدار)حوزه سياست با مباحثي مانند؛(امت اسلامي، روابط بين الملل) پرداخته است.
نويسنده در فصل پنجم به آسيب شناسي الگوهاي موجود سبک زندگي پرداخته وضعيت موجود در جامعه ايراني را با پنج عنوان طولاني شدن دوره جواني، رشد فردگرايي، افزايش تمايل به اوقات فراغت هاي غير فعال، اشاعه مصرف گرايي و گسترش هنجارهاي غير ديني مورد نقد قرار داده است.
فصل ششم اما نقش رسانه ها در ترويج سبک زندگي است که به نظر مي رسد اين کتاب در سبک زندگي را با رويکرد رسانه اي در منظر نظر خواننده قرار مي دهد.
2. اسلام و زيبايي هاي زندگي(رويکردي تحليلي و تربيتي به سبک زندگي)، دکتر داوود رجبي نيا،1391،انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.
اين کتاب در سه بخش کلي که هر بخش از چند فصل تشکيل شده گرد آوري شده است. بخش اول شامل سه فصل است. فصل نخست از بخش اول به مفهوم زيبايي شناختي پرداخته ضمن ارائه تعاريف انديشمندان مسلمان و غير مسلمان، تعريف برگزيده خود را نيز تبيين مي نمايد. در اين فصل به گونه هاي زيبايي نيز اشاره شده ضمن ذهني و عيني کردن زيبايي به نقد آنان پرداخته ديدگاه برگزيده خود را نيز مشخص مي نمايد.
فصل دوم از بخش اول با عنوان اسلام و زيبايي به نقش آموزه هاي اسلامي در زيباسازي زندگي اشاره دارد. در اين فصل عناويني چون حکمت وجود زيبايي ها از چشم انداز اسلامي، خاستگاه و زمينه زيباخواهي انسان، نگاهي به مفهوم زيبايي در قرآن و سنت، نگاهي به زيبايي در کلام پيامبر صلي الله و اميرمؤمنان عليه السلام و همچنين زيبايي در ادعيه قرار دارد.
فصل سوم از بخش اول اما اسلام و زندگي است که به فهم درست از زندگي مي پردازد و ارتباط زندگي معمولي با زندگي اخروي را مورد اشاره قرار مي دهد و کمال مطلوب در زندگي از نگاه اسلام را نشان مي دهد.
عنوان بخش دوم اسلام و زيبايي آفريني آن در ساحت هاي اساسي زندگي است که در سه فصل تنظيم شده است. فصل اول از بخش دوم اسلام و زيبايي هاي شناختي مي باشد که به نقش دين در ساحتِ شناختي را نشان مي دهد. اين عناوين در اين فصل مورد پردازش قرار گرفتند: انديشه و خردگرايي، دانايي و تعميق معارف، نهادينگي باور(ايمان)، توحيد باوري و نقش آن در ساحت شناختي، معادباوري، راه شناسي، اعتقاد به جبران عمل، هدفمندي زندگي، معناداري زندگي، مرگ انديشي، سلامت رواني و جسمي)
در فصل دوم از بخش دوم اما اسلام و زيبايي هاي گرايشي با عناويني ذيل عنوان کلي نقش دين در ساحت عاطفي و گرايشي مورد بررسي قرار گرفت.
در فصل سوم اسلام و زيبايي هاي رفتاري مورد نظر نويسنده بود.
موضوع بخش سوم زيبايي هاي رفتاري انسان در زندگي است که نويسنده آن را شش فصل تنظيم نموده است.
در فصل اول اين بخش زيبايي هاي رفتاري انسان در ارتباط با خدا مورد بررسي قرار گرفت. عبادت و عبوديت، سپاسگزاري و حق شناسي، دعا و نيايش، توبه و بازگشت مباحث اين فصل را شکل دادند.
در فصل دوم زيبايي رفتار انسان در ارتباط با ماوراي طبيعت مورد نظر نويسنده بوده که به بررسي نقش الهام و اشراق در جهت دهي رفتار و تأثير ماوراي طبيعت بر ساحت انديشه و رفتار از ديدگاه قرآن و سنت و همچنين نقش عوالم وجود، ملائکه و ملکوت در ايجاد رفتارهاي زيبا پرداخته است.
فصل سوم زيبايي هاي رفتاري ارتباط با خود را به ما نشان مي دهد و نويسنده آن را با مطالبي پيرامون خودشناسي و خودسازي، نشاط و سرزندگي، آزادگي در رفتار، پاکي و پاک دامني در پرتو عفت ورزي، پاکيزگي و آراستگي، وقت شناسي، اعتدال و ميانه روي کامل کرده است.
فصل چهارم که پيرامون زيبايي هاي رفتاري در روابط خانوادگي است به زيبايي هاي رفتاري ارتباط با والدين، زيبايي هاي رفتاري ارتباط با همسران، زيبايي هاي رفتاري ارتباط با فرزندان مي پردازد.
فصل پنجم اين بخش در ارتباط با زيبايي هاي رفتاري در روابط اجتماعي است. و نويسنده مطالب کلي مانند حق گرايي، عدالت گرايي، نقد پذيري و پند پذيري، مسئوليت پذيري و حساسيت اجتماعي، روابط نوع دوستانه ، روابط مهرورزانه، حسن استماع و رازداري، راستي و درستي، روابط عزتمندانه، عفو و گذشت، خوش اخلاقي، بردباري و شرح صدر را در اين فصل آورده است.
فصل ششم اما آخرين فصل از اين بخش و کتاب است که به زيبايي هاي رفتاري در ارتباط با طبيعت را مد نظر داشته و مباحثي چون رفتاري هماهنگ با کتاب طبيعت و کتاب وحي، حفاظت، بهره برداري صحيح و کسب شاادابي از طبيعت و نقش نگره هاي معنوي و الهي در رفتار مهربانانه و زيبا با ديگران و طبيعت، و رفتار زيبا در گرو نگره زيبايي شناختي به طبيعت، و نگاه زيبا گرايانه به حوادث طبيعي در اين فصل پاياني گردآوري شده و به نگارش در آمده است.
3. سبک زندگي توحيدي و موفقيت الهي (آرامش)؛ فعالي، محمد تقي، 1393
اين کتاب جلد اول از مجموعه اي با عنوان کلي “سبک زندگي توحيدي و موفقيت الهي” است. مفهوم سبک زندگي از جمله مفاهيم جديدي است که در حوزه مطالعات اجتماعي و فرهنگي به کار مي رود. بي شک مهمترين کارکرد پديده سبک زندگي، “تغيير نگرش” و “مديريت احسسات و رفتار” مي باشد. بيماري هاي سبک زندگي جديد، بشريت را با آلام بي شماري نظير تنش هاي کشنده درگير کرده است. سبک زندگي توحيدي اين حقيقت والا را برملا کرده است که تنها راه نيل به آرامش راستين پيوند با خالق هستي و آفريننده آرامش است.
4. سبک زندگي اسلامي و ابزار سنجش آن، کاوياني،محمد،1392
اين کتاب مقدمه ‏اي است براي نظريه پردازي در سبک زندگي تجويزي اسلام و متاسفانه کارهاي زيادي در اين جهت انجام نشده است.
ساختار اين کتاب در سه بخش تنظيم شده است:
بخش اول به کليات، پيشينه و ديدگاههاي روان شناختي در باب سبک زندگي اختصاص دارد؛ مفاهيم کليدي و شاخص هاي سبک زندگي، تعريف شد، پيشينه مطالعاتي ديني، روان سنجي، جامعه شناسي، به ويژه روانشناسي، با قدري تفصيل ارائه شده است.
بخش دوم به ترسيم مدل “درخت سبک زندگي اسلامي” و توضيح آن در سه عنوان “ريشه ها” “ساقه” و “شاخه ها” پرداخته است.
ريشه ها، حاکي از کيفيت شکل گيري”سبک زندگي” و ساقه و آوندهاي آن، حاکي از نگرش هاي اصلي و کلي افراد به “خود”، “هستي”، “ديگران”، “مشکلات” …، و شاخه‏هاي آن، حاکي از وظايف فردي، خانوادگي و اجتماعي مي باشد. شاخه ها تا سه رده تقسيم شده و در مجموع به 40 سرشاخه منتهي شده است که لازم است در رده هاي ديگر ادامه يابد؛ اين مدل کاملا مبتني بر دين است.
بخش سوم، گزارشي است از ساخت “آزمون سبک زندگي اسلامي” اجرا و به دست آوردن ويژگي‏هاي روان سنجي آن، دستاوردهاي مفهومي و آماري (توصيفي و استنباطي) پژوهش و در نهايت، مقايسه‏اي بين سبک زندگي “از ديدگاه روان شناسان” و “از ديدگاه اسلام” و مشخص کردن مشابهت ها و تفاوت ها.
5. مهدوي کني ، محمد سعيد ،1387، دين و سبک زندگي ،تهران :انتشارات دانشگاه امام صادق
“دين و سبک زندگي” پژوهشي است از “محمد سعيد مهدوي کني” که انتشارات دانشگاه امام صادق، چاپ دوم آن را در سال ????، در قالب ??? صفحه راهي بازار نشر گردانيده است. اين نوشته که ساختار آن نشان مي دهد در قالب پايان نامه صورت گرفته است، بررسي مفهومي خوبي از مفاهيمي مانند سبک زندگي ارئه کرده است و به خاطر بررسي جلسه‌ي صبح‌هاي جمعه‌ي آيت‌الله ضياء‌آبادي که اختصاص به حضرت ولي عصر (عج) داشته است، هم از جهت اطلاع از وضعيت و نحوه‌ي بزرگزاري يک جلسه مذهبي و هم به لحاظ کاربست مفاهيم نظري اهميت دو چندان يافته است.کتاب از دو بخش اصلي تشکيل شده است. بخش اول “بررسي نظري دين و سبک زندگي” که فصل اول آن به “مفهوم شناسي” دين و سبک زندگي پرداخته و با ريشه شناسي و بررسي تعريف‌هاي سبک زندگي و نقد و بررسي آن ها عناصر وحدت و تمايز، عيني و ذهني بودن، جمعي و فردي بودن و کارکرد نمادين يا اصيل داشتن سبک زندگي را بررسي کرده است. مولفه هاي سبک زندگي و نقد و بررسي آن و ارائه‌ي تقسيم بندي منحصر به فرد مؤلف در قالب اموال (سرمايه‌اي و مصرفي)، فعاليت ها (عادات، شغل، گذران اوقات فراغت و غيره)، نگرش ها و گرايش ها و روابط انساني (فردي تا اجتماعي) و طرح اهميت کليدي سليقه (taste) مراحل مختلف فصل طي شده است.
از اهميت‌هاي اين کتاب وجود سرفصل جمع بندي بعد از ارائه‌ي هر سلسله از تعاريف است که تلاش کرده از دل تعاريف مختلف عناصر مشترک و تمايزهاي آن‌ها را بيابد. به صورت نمونه در اين فصل درگير بودن ابعاد مربوط به زندگي انسان ها نظير دورني و ذهني، بينش ها ((ادراک ها و معتقدات)، گرايش ها (ارزش‌ها، تمايلات، ترجيحات)، عيني (رفتارهاي بيروني (اعمال هوشيارانه و غير هوشيارانه، حالات و وضعيت جسمي)، وضع‌ها (چايگاه هاي اجتماعي و دارايي ها))، تاکيد بر کليت و نه تک تک رفتارها و دو ديدگاه مجموعه اي نظام مند از رفتارها و دارايي ها و الگويي همگرا و کليتي انتزاعي از رفتارها و دارايي ها، امکان بررسي فردي و جمعي سبک زندگي و در نهايت خلاقيت و ابداع در اين مورد بررسي شده است و از همه مهم تر مولف ضمن جمع بندي همه ي عناصر در صفحه ?? کتاب خود، تعريف منحصر به فردي از سبک زندگي ارائه داده است “الگوي همگرا (کليت تامي) يا مجموعه ي منظمي از رفتارهاي دروني و بيروني، وضع هاي اجتماعي و دارايي ها که فرد يا گروه بر مبناي پاره اي از تمايلات و ترجيح ها (سليقه) اش و در تعامل با شرايط محيطي خود ابداع يا انتخاب مي کند”.
نظريه پردازي در باره ي سبک زندگي” عنوان فصل بعدي است که نظريه پردازان اوليه و پس از آن را شامل مي‌شود. پس از بررسي ديدگاه‌هاي محافظه کارانه: از طبقه تا سبک زندگي، ديدگاه‌هاي توده‌اي: از فرهنگ توده تا فرهنگ مشروع، پيربورديو،از بازاريابي تامصرف گرايي به عنصر مهم هويت فرهنگي و سبک زندگي پرداخته و ورود مسئله ي هويت از دهه هفتاد به علوم سياسي را بررسي کرده و به دربرگيري همه ي وجوه تمايز اين بخش اشاره کرده است. مفاهيم جامعه شناختي جذب شده به هويت فرهنگي: سبک زندگي، زندگي روزمره مورد بررسي قرار گرفته و تعاريف جامعه شناسي انعکاسي گيدنز و چني، فريدمن بحث شده است. در نهايت روش تحقيق و سبک زندگي مورد بررسي قرار گرفته و سبک زندگي به عنوان نوعي الگوي رفتاري، سبک زندگي و مبحث طبقه / قشر بندي اجتماعي (سبک زندگي به عنوان نوعي قشر/ گروه بندي اجتماعي، سبک زندگي به عنوان شاخصه ي طبقه يا قشر اجتماعي) و سبک زندگي به عنوان ابزار تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است.
به تناسب بعضي از چهارچوب هاي نظري به کار رفته نيز محقق تلاش کرده تا با ترسيم نمودار، روند طي شدن آن ها به نمايش بگذارد.
“رابطه ي دين و سبک زندگي” عنوان فصل بعدي است که تحقيق و نظريه پردازي در باره ي رابطه ي دين و سبک زندگي را از نگاه زيمل، وبر، پيروان وبر، پژوهشگران حوزه ي فرقه ها و پاره فرهنگ ها بررسي کرده و محدوده مطالعه ي رابطه ي دين و سبک زندگي را در قالب جايگاه دين در فرايند شکل گيري سبک زندگي و جايگاه دين در نظريه هاي سبک زندگي به بررسي نشسته است.
“مطالعه ي موردي: سبک زندگي شرکت کنندگان در جلسات مذهبي” بخش دوم کتاب است که بعد از تعريف جلسه مذهبي، ريشه هاي تاريخي جلسات مذهبي در قالب دعوت و تبليغ، خطابه، مجالس و حلقه هاي تعليم و تدريس، مجالس، حلقه هاي موعظه و ذکر، عزاداري و روضه خواني وسنخ بندي سخنران هاي مذهبي در قالب مجتهدان، مدرسان و علماي تحقيق، وعاظ و خطباي حرفه اي و روضه خوانان (ذاکران اهل بيت) و بررسي تفصيلي درهر مورد ارائه شده است.
مطالعه ي موردي نيز به طرح و بحث داده ها، شکل گردآوري داده ها، شکل گيري جلسه مذهبي مورد نظر در قالب تاسيس حلقه ي دوستانه، ورود مبلغ و شکوفايي جلسه پرداخته و روند مصاحبه هاي اکتشافي تا تنظيم پرسشنامه را در برگرفته است.
اين کتاب، تحقيقي شايسته پيرامون سبک زندگي را گردآوري کرده است.
6. مهدوي نژاد ، محمد جواد،1388،سبک زندگي پايدار ، به سفارش مرکز مطالعات فرهنگي شهر تهران: موسسه نشر شهر
7. الگوهاي سبک زندگي ايرانيان ( مجموعه مقالاتي درباره سبک زندگي)، 1388، تهران:مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام؛ معاونت پژوهش هاي فرهنگي و اجتماعي
8. گيدنز، آنتوني ، ????، تجدد و تشخص: جامعه و هويت شخصي در عصر جديد، ترجمه ناصر موفقيان، تهران:نشر ني
2-1-2. پايان نامه ها:
1. بررسي الگوي خانواده اسلامي در آثار نمايشي تلوزيون(با تأکيد بر سريال فاصله ها)، فريادرس، علي، رساله کارشناسي ارشد، دانشکده صدا و سيماي قم
اين پايان نامه در چهار فصل 1- کليات تحقيق 2- مباني نظري تحقيق 3- روش تحقيق 4- يافته هاي تحقيق و 5- نتيجه گيري گرد آمده است.
سؤال اصلي اين پايان نامه اين بود که سريال فاصله ها به چه ميزاني با الگوي خانواده اسلامي تطابق دارد؟. و فرضيه تحقيق نيز بر همين مبنا شکل گرفت.در فرضيه تحقيق آمده است: با توجه به الگوهاي مطرح شده در اسلام براي خانواده، به نظر مي رسد آثار نمايشي تلوزيون ( سريال فاصله ها ) در راستاي الگو دهي به



قیمت: تومان


پاسخ دهید