9311014
پايان‌نامه کارشناسي ارشد
گروه: کلام
عنوان
بررسي و نقد آيات ولايت (ابلاغ، ولايت، اکمال، اولي‌الأمر) در کتاب تفسير المنار
استاد راهنما
حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا بهدار
استاد مشاور
حجت الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زاده
نگارش
سيد محمدحسن سيدموسوي
30/06/1393
کليه‌ي حقوق اين پايان‌نامه، اعم از چاپ، تکثير، نسخه‌برداري، ترجمه، اقتباس و… براي دانشگاه اميرالمؤمنين? اهواز محفوظ است. نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
اين پژوهش تقديم مي‌گردد به:
دايي، عمو و پسر عموي شهيدم، شهيدان
سيد محمدرضا حسن‌زاده
سيد جلال سيد موسوي
سيد محمدحسين سيد موسوي
و همه‌ي شهدا و امام شهيدان? که بر گردن اينجانب، حق عظيم دارند.
تشکر
از همه‌ي عزيزاني که در تهيه‌ي اين اثر به انحاء مختلف از آنها کمک و بهره جسته‌ام.
به خصوص استاد راهنما جناب حجت‌الاسلام و المسلمين دکتر محمدرضا بهدار و استاد مشاور حجت‌الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زاده و به ويژه آيت الله موسوي جزايري? که مرهون اطاف و زحمات ايشان مي‌باشد.
و در سايه‌ي صبر و مهرباني و همراهي خانواده‌ام، پدر و مادر و همسرم اين اثر به وجود آمد.
باسمه تعالي
چکيده پايان نامه کارشناسي ارشد
دانشگاه اميرالمؤمنين?عنوان پايان‌نامه:
بررسي و نقد آيات ولايت (ابلاغ، ولايت، اکمال، اولي‌الأمر) در کتاب تفسير المنارنام نويسنده:
سيد محمدحسن سيد موسوياستاد راهنما:
حجت‌الاسلام و المسلمين دکتر محمدرضا بهداراستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زادهدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصيلي:
کلام شيعهتاريخ تصويب:
تاريخ دفاع:
30/06/1393تعداد صفحات:
124چکيده پايان‌نامه:
در قرآن کريم آياتي را به نام آيات الولاية نام‌گذاري نموده‌اند که اشاره به بيان فضائل اميرالمؤمنين? و ائمه معصومين? از ديدگاه شيعه، اثبات امامت و ولايت آن بزرگواران دارد. اما غالب مفسرين سني در تفاسير خويش، دچار انحراف و اشتباه شده و از اين آيات يا فقط برداشت فضيلت نموده يا اصلاً در شأن اميرالمؤمنين? بيان نکرده‌اند. اين تحقيق اشاره به تفسير يکي از مفسرين معاصر نام‌آشناي عامه به نام رشيد رضا و تفسير وي به نام المنار دارد که در مورد 4 آيه از آيات الولاية قرآن شامل ولايت(مائده/ 55)، اولي الأمر(نساء/ 59)، اکمال(مائده/ 3) و ابلاغ(مائده/ 67) دچار اشتباه در برداشت، انحراف معنا و بعضاً تعصبات و لجاجت در تفسير آيات شده است. در سلسله مطالب تحقيق ابتدا به بيان تفسير وي و برداشت آيات شده، سپس با مقايسه‌ي نظرات المنار با ساير تفاسير عامه و بررسي آن‌ها از ديدگاه مفسران شيعه به نقد و پاسخ اشکالات وارده پرداخته شده است. به طوري که کاملاً انحرافات و اشتباهات رشيد رضا در موضوع امامت و ولايت اميرالمؤمنين? در المنار با پاسخ‌هاي مستدل و مستند قرآني و روايات مسلم بيان شده و ديدگاه شيعه را به اثبات رسانده است.واژگان کليدي: آيه اولي الأمر، آيه ابلاغ، آيه اکمال، تفسير المنار، رشيد رضا
فهرست مطالب
مقدمه1
فصل اول: کليات و مفاهيم4
گفتار اول: کليات5
الف) تعريف و تبيين موضوع5
ب) پيشينه تحقيق7
ج) اهميت موضوع7
د) ضرورت تحقيق8
هـ) اهداف تحقيق8
و) سؤالات اصلي و فرعي9
1. سؤال اصلي تحقيق9
2. سؤالات فرعي تحقيق9
ز) فرضيه‌هاي تحقيق9
1. فرضيه اصلي تحقيق10
2. فرضيه‌هاي فرعي تحقيق10
ح) روش تحقيق10
گفتار دوم: مفاهيم11
الف) امامت11
تعريف لغوي امامت11
تعاريف متکلمان اسلامي12
تعاريف عام12
تعاريف خاص13
نکات تکميلي و نتايج به دست آمده از معنا و مفهوم امامت14
ب) آيات الولايه15
1-آيه ولايت15
2-آيه اولي الأمر15
3-آيه اکمال16
4-آيه ابلاغ17
گفتار سوم: آشنايي با تفسير المنار و مولف آن رشيد رضا18
الف) تفسير المنار18
اشتراکات و تفاوت‌هاي عبده و رشيد رضا در تفسير20
ملاک‌هاي ضروري در تفسير، از نگاه المنار21
ويژگي‌هاي تفسير المنار23
تفسير عقلاني دين23
ارزش عقل در تفسير المنار24
بازتاب روش عقلي در المنار24
گرايش اجتماعي المنار24
المنار، روايات تفسيري و روش برداشت از قرآن27
شيوه نقل روايات در تفسير المنار28
کاستي‌هاي تفسير المنار28
ب) جايگاه تفسير المنار نزد اهل سنت و شيعه30
ج) مولف؛ رشيد رضا31
فصل دوم: نقد و بررسي ديدگاه المنار در مورد آيه ولايت34
گفتار اول: نظريه المنار در تفسير آيه ولايت35
گفتار دوم: شأن نزول آيه38
سبب نزول آيه شريفه و اعتبار اسناد خبري38
روايت يکم) ” ابن عباس” و خبر سبب نزول آيه “ولايت”43
روايت دوم) امام باقر? و قصه نزول آيه شريفه44
روايت سوم) امام صادق? و حکايت نزول آيه ولايت و منکران آن45
روايت چهارم) ابن عباس و حکايت نزول آيه به طريق ديگر45
روايت پنجم) عمار بن ياسر و حکايت نزول آيه کريمه46
روايت ششم) امام صادق? و بازگويي قصه نزول آيه ولايت46
گفتار سوم: مقايسه نظريه المنار با تفاسير مهم عامه47
نظريه‌ي اول: ديدگاه طبري47
نظريه‌ي دوم: ديدگاه زمخشري47
نظريه‌ي سوم: ديدگاه فخر رازي47
نظريه‌ي چهارم: ديدگاه شهاب الدين الوسي48
سروده “حسان بن ثابت”49
گفتار چهارم: بررسي نظريه المنار در آيه ولايت با تفاسير شيعه و روايات51
گفتار پنجم: نقد نظريه‌ي المنار57
اشکال اول: تمسک به قاعده‌ي سياق در معنايابي واژه‌ي ولي57
اشکال دوم: به کار بردن لفظ جمع و اراده‌ي مفرد60
اشکال سوم: معناي رکوع در آيه خضوع است62
اشکال چهارم: عدم استفاده‌ي علي? براي استدلال آيه ولايت به اثبات امامت و ولايت خويش63
فصل سوم: نقد و بررسي ديدگاه المنار در مورد آيه اولي الأمر65
گفتار اول: نظريه المنار در تفسير آيه اولي الأمر66
گفتار دوم: شأن نزول آيه68
گفتار سوم: مقايسه نظريه المنار با تفسير مهم عامه69
آيه اولي الأمر و مفسران اهل سنت69
تبيين دو نظريه مفسرين اهل سنت در مورد مصاديق آيه اولي الأمر69
خاستگاه، تبيين و دلايل دو نظريه70
ديدگاه زمخشري در تفسير کشاف از آيه اولي الأمر72
گفتار چهارم: بررسي نظريه المنار با تفاسير شيعه و روايات74
روايات تفسيرگر معناي مصداق لطظ اولي الأمر80
گفتار پنجم: نقد نظريه‌ي المنار86
اشکال اول: اولي الأمر چه کساني هستند؟86
اشکال دوم: تفسير اولي الأمر از امام معصوم ناسازگار با سياق آيه86
اشکال سوم: عدم ذکر اسامي ائمه? در قرآن88
فصل چهارم: نقد و بررسي ديدگاه المنار در مورد آيات ابلاغ و اکمال89
گفتار اول: شأن نزول آيات90
واقعه تاريخي شأن نزول آيات90
شأن نزول آيه از زبان مفسران93
الف: علي بن ابراهيم قمي93
ب: محمد بن حسن طوسي93
ج: ابونصر محمدبن مسعود عياشي94
د: ابن کثير دمشقي94
هـ: نظام الدين نيشابوري95
و: واحدي نيشابوري95
ز: ثعلبي96
شأن نزول آيه از زبان محدثان96
1-قصه غدير از زبان زيدبن ارقم96
2-قصه غدير به روايت شهربن حوشب97
3-احمد بن يحيي بلاذري و ماجراي غدير97
4- ابي سعيد خدري و گزارش غدير98
5-شيخ صدوق و بازگويي حديث غدير به روايت ابن عباس98
6-نسائي و خبر غدير خم از سعدبن ابي وقاص99
7- ابن اثير و گزارش غدير به روايت زهري99
گفتار دوم: بررسي نظريه المنار در آيات ابلاغ و اکمال با تفاسير شيعه100
ديدگاه مفسران شيعه در مورد آيه ابلاغ و اکمال101
گفتار سوم: مقايسه نظريه المنار با تفاسير مهم عامه104
ديدگاه فخررازي105
ديدگاه رشيدرضا106
گفتار چهارم: نظريه المنار در تفسير آيات ابلاغ و اکمال107
گفتار پنجم: نقد نظريه‌ي المنار110
اشکال اول: ترديد در اعتبار اخبار واقعه‌ي غدير110
اشکال دوم: عدم برداشت معناي اولي از مولي111
اشکال سوم: نفي دلالت آيه‌ي ابلاغ بر امامت با استفاده از قاعده‌ي سياق114
اشکال چهارم: آغاز بحث امامت بعد از عصر رسالت114
اشکال پنجم: احتجاج نجستن امام علي? از آيات ابلاغ و اکمال بر امامت خويش115
نتيجه‌گيري116
فهرست منابع و مآخذ117
مقدمه
رياست و پيشوايي در معناي گسترده آن يکي از ضرورت‌هاي زندگي اجتماعي بشر است. از گزارش‌هاي تاريخي و مطالعه جوامع بشري در گذشته و حال به دست مي‌آيد که همواره در جوامع گوناگون بشري: بدوي و شهري، کوچک و بزرگ، سنتي و مدرن، ساده و پيچيده، فرد يا افرادي بوده‌اند که با عناوين و به شيوه‌هاي مختلف نقش امامت و رهبري را ايفا کرده‌اند. اين واقعيت تاريخي گواه عيني سخن امام علي? است که فرمود: “مردم را از اميري نيکوکار يا تبهکار گريزي نيست”1
امامت و رهبري نه تنها به عنوان يک ضرورت و واقعيت عيني در تاريخ بشر مطرح بوده است، بلکه فيلسوفان و متفکران نيز از دير زمان به آن توجه نموده و درباره اين گونه ها، ويژگي ها، شيوه‌ها و آسيب‌هاي آن سخن گفته‌اند. تاريخ فلسفه سياسي بهترين گواه بر اين مدعاست.
اگر از منظر دين – به ويژه دين وحياني – به مسئله امامت بنگريم، تاريخ امامت و رهبري را با تاريخ بشر برابر مي‌يابيم، زيرا پيامبري نخستين جلوه امامت و رهبري ديني در حيات بشري است که تاريخ آن همزاد با تاريخ بشر است. در نخستين دوره که زندگي بشر روند ساده‌اي را مي‌پيمود پيامبران الهي با بهره گيري از عقل صائب و الهام‌هاي قدسي در موارد لازم، جامعه بشري را رهبري مي‌کردند، و پس از آن که زندگي بشر پيچيده‌تر شد اين مهم براساس کتاب و شريعت آسماني معين انجام گرفت.2
امامت معناي خاصّي نيز دارد و آن عبارت است از رهبري جامعه بشري به عنوان جانشيني پيامبر الهي. از روايات به دست مي‌آيد که همه پيامبران جانشيناني داشتند که پس از آنان رهبري امت آن پيامبر را بر عهده مي‌گرفتند.3 براساس اين روايات، علي ابن ابي طالب? وصي و جانشين پيامبر اسلام? است.
امامت امت اسلامي به عنوان وصايت و جانشيني پيامبر اسلام را مي‌توان معناي اَخص امامت ناميد. متکلمان اسلامي آن را به رهبري عمومي مردم در امور دنيوي و ديني به عنوان جانشيني پيامبر تعريف کرده‌اند. مذهب اسلامي، به جز گروه‌هايي اندک شمار که ديري هم نپاييده‌اند، امامت به معناي ياد شده را از واجبات اسلامي دانسته‌اند. اگر چه در عقلي يا نقلي بودن آن اختلاف نظر دارند. اين مطلب که امامت از واجبات و اصول اعتقادي است يا از واجبات فرعي و فقهي نيز مورد اختلاف است.
در مسأله امامت دو ديدگاه مشخص وجود دارد، ديدگاه اول از جمهور اهل سنت است که معتقدند پيامبر? هيچ کس را به عنوان جانشين خود معرفي نکرده است و امت پس از آن حضرت وظيفه داشتند جانشين آن حضرت و پيشواي خويش را برگزينند. ديدگاه دوم از شيعه اماميه است که امامت را براساس نصب و تعيين خداوند مي‌دانند و بر اين باورند که امامت در راستاي نبوت و تعيين امام مانند پيامبر بر عهده خداوند است.
شيعه اماميه براي اثبات ديدگاه خويش دليل‌هاي قطعي فراواني از حکم عقل و کتاب و سنت در اختيار دارد که در منابع کلامي و تفسيري و حديثي ارائه شده است.
حال، با توجه به مطالب مذکور و دقت در آن‌ها پيامبري که هدف وي تربيت امت است چنانکه قرآن کريم فرموده است: “وَيزَکيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ” و در سفرهاي خويش هر چند کوتاه و جزئي از قرار دادن جانشين دريغ نمي کند و هيچ گروهي را که اعزام مي‌دارد بدون سرپرست نمي گذارد و از آينده پس از خود آگاه است گواه بر آن، خبرهاي غيبي است که محدثان بزرگ شيعه و اهل سنت در منابع حديثي خويش آورده‌اند و از فتنه‌هايي که پس از وي بر آيين وي هجوم مي‌آورد، واقف است چنانکه خود خبر داده است آيا در رابطه با خلافت و جانشيني خود که مهم‌ترين مسأله امت پس از او و هراس انگيزترين موضوع براي او است هيچ طرحي براي خلافت ندارد و هيچ کس را پس از خود تعيين نمي کند و همچنان بي تفاوت از کنار آن مي‌گذرد؟!!!
و خدايي که اين پيامبر? را مبعوث به رسالت فرموده است و او را اين چنين مي‌ستايد که:
“لَقَدْ جَاءکمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکمْ عَزِيزٌ عَلَيهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيکم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ”4 هيچ کس را که نگهبان رسالت و حافظ معارف و مخزن علوم و آگاه از جميع تعاليم شريعت او باشد به عنوان جانشين قرار نداده است؟!!!
اين مسأله‌اي است که عقل سليم و وجدان بيدار آن را نمي پذيرد و ادّله قاطع از کتاب و سنت برخلاف آن است.
بر اين اساس شيعه اماميه عقيده دارد که پيامبر? از جانب خداوند متعال امام و خليفه پس از خود را معين کرده و اين مسأله در قرآن کريم و سنت پيامبر? تبيين شده است.
در اين تحقيق آياتي چند که مسأله امامت و ويژگي‌هاي امامان در آن‌ها مطرح است مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
آيات مذکور از اين قرار است:
1- آيه ولايت
2- آيه اولي الأمر
3- آيه تبليغ
4- آيه کمال

فصل اول
کليات و مفاهيم
گفتار اول: کليات
الف) تعريف و تبيين موضوع
امامت پژوهي و مبحث ولايت در علم کلام جايگاه ويژه‌اي دارد. که گستره مباحث آن در دو جايگاه امامت عامه و خاصه مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در امامت عامه مباحثي مانند تعريف امامت، ضرورت وجود رهبر در جامعه، صفات امام، چگونگي نصب امام، اطاعت از امام، جايگاه امام و … که شامل تمام ائمه مي‌شود مطرح مي‌شوند که اين مبحث بين شيعه و سني نيز مورد اختلاف است. همچنين در امامت خاصه نيز که به مصاديق بر مي‌گردد نيز مانند امامت عامه دو ديدگاه مشخص وجود دارد، ديدگاه اول از اهل سنت است که معتقدند پيامبر? هيچ کس را به عنوان جانشين خود معرفي نکرده است و امت پس از آن حضرت? وظيفه داشتند جانشين آن حضرت? و پيشواي خويش را برگزينند. ديدگاه دوم از شيعه اماميه است که امامت را براساس نصب و تعيين خداوند مي‌دانند و براين باورند که امامت در راستاي نبوت و تعيين امام مانند پيامبر بر عهده خداوند است. شيعه اماميه براي اثبات ديدگاه خويش دليل‌هاي قطعي فراواني از حکم کتاب، سنت و عقل دارد که نوشتار حاضر بررسي موضوع و اثبات امامت و زعامت و رهبري امام علي? به وسيله آيات ولايت، اولي الأمر، تبليغ و اکمال و … است که در تفسير المنار رشيد رضا به شکل ديگري تبيين و برداشت شده است.
در اين تحقيق، در پي نظر المنار، ديدگاه چند تن از مفسران مشهور عامه نيز آورده شده است. نه از اين منظر که مؤيد نظر هم‌مسلک خويش بيان شود، بلکه به اين جهت که اظهار و اثبات شود که نظرات عموم مفسران عامه به خصوص در مورد آيات الولاية و ولايت و امامت اميرالمؤمنين? و برداشت آنها از آيات، شبيه به هم بوده و پاسخ به يکي از آنها، بقيه را نيز پوشش مي‌دهد و پاسخ‌ها بر اساس علم و عقل و منطق استور بوده و با اينکه بر اساس پايه اين تحقيق که اثبات عقيده شيعه با استفاده از تفاسير مهم علماي شيعه است، اما بي گمان در پاسخ و استدلال عقلي و منطقي از زبان هر کس حتي خصم باشد بايد پذيرت و لجاجت و تعصب را کنار گذاشت.
از جمله ديدگاه عمومي اهل سنت در مورد خلافت و امامت بر آن است که امام از سه راه برگزيده مي‌شود: انتخاب، انتصاب و وصايت. آنان خلافت خلفاي چهارگانه را از طريق انتخاب مي‌دانند، اما در اينکه چه کساني حق دارند خليفه را انتخاب کنند، رأي يکساني ندارند؛ اعتقاد رايج ميان اهل سنت آن بود که کساني مي‌توانند در انتخاب خليفه شريک و سهيم باشند که صلاحيت نمايندگي از سوي جامعه و امت اسلامي را داشته باشند که اينان را “اهل حل و عقد” مي‌نامند، اما باز در همين جهت اين پرسش پيش آمد که افراد اهل حل و عقد چه تعداد هستند؟ اهل سنت جواب روشن و مرز تعريف‌شده‌اي از مفهوم و مصداق اهل حل و عقد و مبناي مشروعيت رأي آنان ارائه نمي‌دهند.
باري در نزد عموم انديشمندان اهل سنت تا پايان قرن چهارم اين ابهام و پرسش‌ها در ارتباط با موضوع خلافت و امامت وجود داشت، با اين وصف مسئوليت امام را بعد از رسيدن به امامت در موارد ذيل ياد کرده‌اند:5
1. داوري در اختلافات و منازعات
2. هدايت و رهبري در جنگ
3. پاسداري و دفاع از دين
4. حفظ قلمرو جغرافياي اسلام
5. صدور حکم و مجازات خلافکاران
6. جهاد بر ضد کساني که از قبول اسلام سر باز زده يا از حاکميت نافرماني کرده‌اند.
7. سازمنادهي و اداره‌ي ماليات و جمع‌آوري آن
8. پرداخت حقوق و دستمزد اداره‌کنندگان اموال و ثروت‌هاي عمومي(انفال)
9. نصب و عزل کارگزاران
10. تجهيز سپاهيان در حراست از مرزهاي سرزمين‌هاي اسلامي.
معتقدات عمومي اهل سنت در موارد ياد شده خلاصه نمي‌شود. آنان معتقدند: خداي متعال سه مأموريت و مسئوليت به دوش رسول بزرگوار اسلام? قرار داده است:
1. رهبري و سرپرستي اداره‌ي امور زندگي روزمره‌ي جامعه‌ي اسلامي
2. هدايت و رهبري معنوي امت مسلمان
3. تشريع و تبيين و تفصيل قوانين و احکام ديني.
اهل سنت بر اين عقيده‌اند که خليفه و امام در زمان تصدي پست امامت و خلافت، دو وظيفه‌ي نخست را بر دوش دارد، ولي مسئوليت اخير به جانشين پيامبر داده نشده است. جانشين وي حق ندارد تفسير جديدي از دين و مسائل آن ارائه دهد و او تنها مي‌تواند عقايد موجود در نزد مسلمانان را پاسداري کند.

ب) پيشينه تحقيق
موضوع تحقيق در مورد مبحث اثبات ولايت و امامت اميرالمؤمنين? به طور کلي با توجه به اهميت موضوع از سال‌هاي نخستين اسلام مطرح و مورد اختلاف متکلمين شيعه و سني بوده است. و علماي تشيع براي دفاع از اين اعتقاد مهم و اوليه از همان نخستين، کتاب‌ها و پاسخ‌ها و دلائل محکم و متقني ارائه و تأليف نموده‌اند و از جمله مهم‌ترين دلائل و پاسخ‌ها با استناد به تعدادي از آيات قرآن که به نام آيات الولايه مشهور مي‌باشند، ارائه شده است. به طوري که به خصوص در تفاسير بزرگان از آيات مورد اشاره، به طور قطع و تعيين نتيجه تحقيقشان اثبات شأن نزول آيات در مورد امامت، رهبري و زعامت اميرالمؤمنين? مي‌باشد و در ميان مولفان بزرگان مانند تفسير الميزان علامه طباطبايي به بعضي نظرات مولف المنار پاسخ داده شده است. اما به شکل مستقل و جداگانه تاکنون نقطه نظرات رشيد رضا درباب امامت با استفاده از تفسير آيات الولايه پرداخته نشده است. حال با توجه به اينکه آقاي رشيد رضا از علماي عصر اخير اهل سنت بوده است و علماي تشيع هم زمان و بعد از وي زمانه زيادي نگذشته است. مشخص است که پرداختن به نظرات و نقد تفسيرش نيز تأليفات زيادي وجود ندارد و به طور پراکنده به صورت مقالات و پاسخ‌هاي متفرقه داده شده است.
ج) اهميت موضوع
با توجه به جايگاه تفسير المنار و نوع نظرات با قالب روشنفکري رشيد رضا و اقبال عموم عامه و به خصوص جوانان اهل سنت به نوع نگارش که بيشتر از ديدگاه عقلي پرداخته شده است، لازم و ضروري است که به صورت علمي و منظم ابتدا به بررسي نظرات مولف پرداخته و سپس نقد و اثبات اعتقادات شيعه را درباب امامت براساس موضوع تحقيق ارائه نمود. زيرا با توجه به تاکيدي که ظاهر عموم اهل سنت بر قران داشته و آن را ملاک معرفي مي‌کنند پس اثبات يکي از مهمترين اعتقادات يعني بحث ولايت را با استفاده از آيات موضوع تحقيق به عنوان دلائل محکم و متقن لازم و ضروري مي‌شمرد. اين تحقيق سعي دارد که نظرات مولف المنار را در مورد آيات ولايت، اولي الأمر، اکمال و تبليغ با تفسير و دلائل عموماً مورد قبول اهل سنت پاسخ دهد.
د) ضرورت تحقيق
پس از بررسي اهميت و پيشينه آن چه واضح است اين است که مولفين و محققين و مفسرين بسياري در عالم تشيع به اثبات نظريه نص امامت به صورت کلي و عمومي پرداخته و در تفسير بزرگان نيز با استفاده از آيات قرآن مسئله اثبات شده است. اما اثبات ولايت و امامت امام علي? و نقد نظرات مفسرين بزرگ اهل سنت از جمله رشيد رضا کار مشخص و منسجمي مشاهده نشده است و با توجه به نوع نگاه عقل گرايانه‌اي که رشيد رضا در مباحث فکري خود داشته، شبهات زياد و مغرضانه‌اي به امامت و ولايت اميرالمؤمنين? وارد نموده است و همواره کوشيده است تا با طرح شبهه در زمينه امامت، بنيادهاي تشيع را در اذهان عموم به خصوص روشنفکران و جوانان سست جلوه داده و شيعيان را در باورهاي خود به شک و شبهه و ترديد وادارند و اذهان پيروان مذاهب اسلامي و ديگر جويندگان حقيقت را به مذهب ناب اهل بيت پيامبر? مخدوش سازند. براين اساس کاملا ضروري به نظر مي‌رسد که در عرصه اثبات و دفاع از اعتقاد شيعه با تمسک به آيات قرآن و پاسخ گويي به شبهات به شکل علمي و منظم پرداخته شد.
هـ) اهداف تحقيق
ولايت از اساسي‌ترين ارکان دين اسلام مي‌باشد که آئين بر آن بنا شده است. در ميان مذاهب اسلامي تنها شيعه است که اين اصل را از متن اسلام اخذ کرده و با پيروي از جانشينان رسول خدا? دين خود را بر پايه صحيح بنيان نهاده است و همچنين با توجه به اعتقادي بودن اصل امامت از ديدگاه شيعه، لازم است تا اثبات مسأله و نشان دادن آن با استفاده از منابع مورد قبول همه مسلمانان که قرآن اصلي‌ترين آنها است پرداخته شود. لذا جهت اداي تکليف، بيان حقايق و دفاع از مکتب اهل بيت? در مسأله امامت خاصه و اثبات افضليت و امامت و رهبري اميرالمؤمنين? با استفاده از آياتي که تحت نام آيات الولايه مي‌باشند مورد نظر است و در اين تحقيق خاصه به نظرات يکي از مفسرين اهل سنت به نام رشيدرضا و تفسير المنار که در بيان شأن نزول و نتيجه تفسير آيات مرتکب تعصبات و اشتباهات زيادي شده است پرداخته و پس از نقد و بررسي، از نظر علمي و کاربردي، آنها را رفع يا دفع مي‌نمائيم و سپس حقانيت شيعه را در مورد اصل اساسي ولايت اثبات نمائيم و به فضل خداوند متعال و با استمداد از روح ملکوتي پيامبر اسلام? و ائمه اطهار? قدمي هر چند ناچيز در راه ارشاد و هدايت حق‌جويان و طالبان حقيقت و هدايت و اقناع مخالفين و منحرفين از صراط مستقيم بردارد.
و) سؤالات اصلي و فرعي
مشخص است که هر تحقيقي و تأليفي درصدد پاسخ به پرسش‌هايي است. لذا دانستن آن سؤالات پيش از پرداختن به پاسخ آنها به منزله ي نقشه ي راه است و اين امر اهميت فراواني دارد. بدين جهت مسئله‌اي که در اين اثر درصدد آن هستيم در قالب سؤالات زير پيگيري خواهد شد:
1. سؤال اصلي تحقيق
نظريه صاحب المنار در مورد آيات ولايت، اولي الأمر، ابلاغ و اکمال و نقد آن چيست؟
2. سؤالات فرعي تحقيق
1- نقد و بررسي و پاسخ نظرات رشيد رضا در تفسير المنار در مورد آيه ولايت، براساس تفاسير شيعي چگونه و نتيجه‌ي آن چيست؟
2- نقد و بررسي و پاسخ نظرات رشيد رضا در تفسير المنار در مورد آيه اولي الأمر، براساس تفاسير شيعي چگونه و نتيجه‌ي آن چيست؟
3- نقد و بررسي و پاسخ نظرات رشيد رضا در تفسير المنار در مورد آيات ابلاغ و اکمال، براساس تفاسير شيعي چگونه و نتيجه‌ي آن چيست؟
ز) فرضيه‌هاي تحقيق
برداشت تفسيري رشيدرضا در المنار درباره‌ي آيات ولايت درست نبوده و قابل دفاع به وسيله‌ي استدلال عقلي و منطقي با استفاده از تفاسير شيعه و روايات و وقايع تاريخي و بعضاً اهل سنت مي‌باشد. اما در اين تحقيق صرفاً به نظرات رشيد رضا با استفاده از فرضيه‌هاي اصلي و فرعي زير پرداخته مي‌شود تا نظر شيعه را به اثبات برساند:
1. فرضيه اصلي تحقيق
آيات ولايت، اولي الأمر، ابلاغ و اکمال در تفسير المنار مانند ديگر تفاسير عامه دچار انحراف و اشتباه در برداشت شده‌اند.
2. فرضيه‌هاي فرعي تحقيق
آيات ولايت، اولي الأمر، ابلاغ و اکمال با استفاده از شأن نزول و تفسير و آيات و روايات و وقايع تاريخي در اثبات ولايت رهبري اميرالمؤمنين? مي‌باشد.
ح) روش تحقيق
روش تحقيق کتابخانه‌اي مي‌باشد و با توجه به اينکه موضوع اعتقادي و بنيادي است و در نظر است تفسير غلط مفسر عامه را به نقد کشيده و غلط بودن نظراتش را اثبات کرده و به بيان نظر شيعه پرداخته شود. لذا تلاش اين نوشتار ابتدا بيان نظرات رشيد رضا در مورد تفسير آيات بوده سپس نظرات وي را با ديگر تفاسير مهم عامه ارائه و بعد به بررسي و نقد آن‌ها با استفاده از استدلال عقلي و منطقي مورد قبول اهل علم مي‌پردازيم که عمده‌ترين موارد به آيات ديگر، روايات و وقايع تاريخي استناد شده است.

گفتار دوم: مفاهيم
الف) امامت
متکلمان در تعريف امامت به دو گروه تقسيم مي‌شوند: يک گروه امامت را تعريف نکرده‌اند، گويي بر اين تصور بوده که همه مذاهب اسلامي از امامت تصوير روشني دارند و مورد قبول همگان مي‌باشد. از اين رو امامت را بي نياز از تعريف دانسته‌اند مثل سيد مرتضي در کتب الشافي و الذخيره في علم الکلام و شيخ طوسي در کتاب الاقتصاد في ما يتعلق بالاعتقاد و عبدالجبار مغزلي در کتاب المغني و قاضي ابوبکر باقلاني در کتاب التمهيد و امام الحرمين جويني در کتاب الارشاد و عبدالقاهر بغدادي در کتاب اصول الدين.
گروهي ديگر، پيش از بحث درباره وجوب امامت، صفات و مصاديق امامت را تعريف کرده‌اند که دو گونه است: تعاريف عام و تعاريف خاص. تعاريف عام که نبي و نبوت را نيز شامل مي‌شود ولي تعاريف خاص فقط جانشينان پيامبر? را شامل مي‌شود که ابتدا به معناي لغوي امامت و سپس معاني خاص و عام اصطلاحي امامت به اختصار بيان مي‌شود.
تعريف لغوي امامت
لغت شناسان سرشناس عرب، معمولا واژه امام را تعريف کرده و به بيان کاربردهاي آن نيز پرداخته‌اند. برخي از لغت شناسان دو معناي رهبري عمومي (الرئاسة العامة) و رهبري مسلمانان (رئاسة المسلمين) را براي واژه امامت بيان کرده‌اند.6
همچنين امام از نظر لغت شناسان عرب به طور کلي عبارت است از هر کسي يا هر چيزي که در کارها به او اقتدا مي‌شود: “الامام، کل من اقتدي به وقوم في الامور”7 “الامام کل من ائتم به قوم”8 در کتب لغت براي امام مصاديق و کاربردهايي بيان شده است. به طور نمونه قرآن کريم که مسلمانان به آن اقتدا مي‌کنند “القرآن، امام المسلمين”9، پيامبر گرامي اسلام? پيشواي امت و نيز امامان? است “رسول امام امت و امام الائمه”10 و چندين کاربرد ديگر که ذکر شده است.
از ديگر کاربردهاي واژه امام مي‌توان به مصاديق گوناگوني که در قرآن به کار رفته است اشاره نمود. که به دو دسته قابل تقسيم هستند: مصاديق بشري و مصاديق غير بشري.
مصاديق بشري که دو دسته امام حق و باطل تقسيم مي‌شوند. امام حق مانند پيامبر الهي در آيه شريفه “و جعلناهم ائتم يهدون بامرنا”11؛ ابراهيم، اسحاق و يعقوب را پيشواياني قرار داديم که مردم را به امر ما هدايت مي‌کنند، “اني جاعلک للناس اماما”12؛ بندگان شايسته خداوند: “و اجعلنا للمتقين اماما”13 و تعدادي ديگر آيات و امام باطل مانند آيه “فقاتلوا ائمة الکفر”14 “پيشوايان کفر را بکشيد”؛ “و جعلناهم ائمة الکفر يدعون الي النار”15 و در يک آيه نيز واژه امام به گونه‌اي به کار رفته است که هم پيشواي بشري و هم غير بشري را شامل مي‌شود. “يوم ندعو کل اناسي بإمامهم”16 روزي که هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي‌خوانيم .
تعاريف متکلمان اسلامي
همانگونه که بيان شد، شيعه متکلمان اسلامي امامت را با تعابير مختلفي که به دو دسته کلي تعاريف عام و تعاريف خاص مي‌ناميم تعريف کرده‌اند که به نمونه‌هايي از آن‌ها اشاره مي‌شود.
تعاريف عام
در عبارات با مضمون عام از امامت که از عده‌اي از متکلمان شيعه و اهل سنت نقل شده است، امامت به صورت رهبري عمومي در امور ديني و دنيوي، براي فردي از افراد بشر تعريف شده است. از آنجا که در اين تعريف‌ها از خلافت يا نيابت از پيامبر سخني به ميان نيامده است، نبوت را نيز شامل مي‌شود. بدين جهت مورد نقد قرار گرفته است.17 زيرا اگر چه نبوت مشتمل بر امامت است ولي امامت مورد بحث، نبوت را شامل نمي شود. به طور نمونه عبارت‌هاي ذيل، از تعاريف عام امامت به شمار مي‌رود.
1-الامام الذي له الرئاسه العامه في الدين و الدنيا جميعا18 امام کسي است که داراي رهبري عمومي دين و دنياست.
2-الامام انسان له الرئاسه و هي رئاسه عامه في امور الدين و الدنيا بالاصاله19 ؛ امام انسان داراي رهبري است و آن عبارت است از رهبري بالاصاله و عمومي در امور دين و دنيا.
3- الامامه، رئاسه عامه شخص من الاشخاص بحق الاصاله20 امامت، رهبري عمومي و بالاصاله براي يکي از اشخاص است.
تعاريف خاص
بعضي از اين تعاريف، امامت به رهبري در دين تعريف شده است، ولي مقصود اين نيست که امام فقط به مسائل عبادي و تبيين احکام ديني مي‌پردازد و در امور سياسي و اجتماعي جامعه دخالت نمي کند، به طور مثال در تعريف سيد مرتضي، امامت از مصاديق لطف است و ياد آور شده که هرگاه در جامعه، زمامداري عادل و توانمند وجود داشته باشد، نقش موثري در روي آوردن مردم به فضائل و روي گرداندن از رذائل دارد و اين از مصاديق لطف الهي بر بشر است.21 و همچنين از تعريف ايشان به دست مي‌آيد که امامت، هم جنبه اصالي دارد و هم جنبه نيابي، نسبت به کساني که در سراي تکليف و در عصر امام زندگي مي‌کنند، اصالي و نسبت به پيامبر که در سراي تکليف نيست، نيابي است و برداشت‌هاي مشابهي که از تعاريف ديگر علما استنباط مي‌شود که در زير به نمونه‌هايي از اين تعاريف اشاره مي‌شود.
1- الامام هو الذي له الرئاسه العامه في امور الدين و الدنيا نيابه عن النبي22؛ امام کسي است که داراي رهبري عمومي در امور دين و دنيا به صورت نيابت از پيامبر? مي‌باشد.
2- الامامه رئاسه عامه في الدين و الدنيا بالاصاله لا بالنيابه عمن هو في دار التکليف23؛ امامت، رهبري عمومي در زمينه دين به صورت بالاصاله است، نه به صورت نيابت از کسي که در سراي تکليف است.
3-الامامه رئاسه عامه في الدين و الدنيا بالاصاله في دار التکليف24؛ امامت، رهبري عمومي و بالاصاله در سراي دنيا در امور ديني و دنيوي است.
4-الامامه خلافه عن صاحب الشرع في حراسه الدين و سياسه الدنيا25؛ امامت، جانشين صاحب شريعت در حفظ دين و تدبير امور دنيوي مردم است.
نکات تکميلي و نتايج به دست آمده از معنا و مفهوم امامت
1- از تعريف‌هاي متکلمان اسلامي اعم از شيعه و سني به دست مي‌آيد که امامت از ديدگاه آنان هم امور دنيوي را شامل مي‌شود و هم امور ديني را به گونه‌اي که امور معنوي و ديني در حوزه امامت و رهبري اسلامي بوده و بلکه حفظ و اجراي دين و ارزشهاي ديني نيز از فلسفه وجودي و اهداف امامت مي‌باشد. تفاوت شيعه و سني در مورد رسالت ديني امامت اين است که اهل سنت فقط مسئوليت حفظ دين در مقابل دشمنان و اجراي احکام را به عهده امام دانسته و شيعه علاوه بر اين مسئوليت تفسير و تبين درست کتاب و سنت را نيز از وظايف امام مي‌شمرد. بدين جهت، عصمت را نيز از شرايط لازم امامت مي‌دانند.
2- خلافت و امامت دو مصداق جداگانه ندارند بلکه دو عنوان منطبق بر يک مصداق مي‌باشند. آن کسي که پس از پيامبر? رهبري امت اسلامي را بر عهده دارد از اين جهت که رهبري او به عنوان جانشين پيامبر? است، مصداق خلافت مي‌باشد و از اين جهت که پيشواي امت اسلامي است، مصداق امامت مي‌باشد. از اين رو هم در روايات و هم در عبارت‌هاي متکلمان اسلامي، هر دو مفهوم خلافت و امامت به کار رفته است . پس اين انديشه که امامت و خلافت را دو مقوله جدا از هم و با مصاديق متفاوت مي‌داند و امامت را به شيعه و خلافت را به اهل سنت اختصاص مي‌دهد از نظر مباني روايي و کلامي درست نيست.
3- از جنبه مشروعيت امامت نيز اعتقاد متکلمان اسلامي بر آن است که مشروعيت امامت ناشي از خلافت و نيابت از پيامبر? است، نه وکالت از جانب مردم اين مطلب بر مبناي انتصاب که مورد قبول شيعه است آشکار است و بر مبناي انتخاب نيز چنان که در کلمات متکلمان اهل سنت گذشت، انتخاب و بيعت مردم با امام موضوعيت ندارد و منشأ مشروعيت امام به شمار نمي رود، بلکه به عنوان راهي براي کشف رضايت شارع مي‌باشد.
ب) آيات الولايه
در قرآن کريم آيات شريفي تحت عنوان آيات الولايه شناخته مي‌شوند که براساس نظرات عامه تعدادي از آنها در باب فضائل اميرالمؤمنين? ذکر نموده، اما شيعه اعتقاد دارد که شأن نزول تمامي آنها در بيان افضليت، امامت، زعامت و رهبري اميرالمؤمنين? مي‌باشد. در اين تحقيق به چهار آيه مشهور به ولايت، اولي الأمر، ابلاغ و اکمال پرداخته و ابتدا در اين فصل به معرفي اجمالي آيات مي‌پردازيم:
1-آيه ولايت
خداوند متعال در قرآن سوره مبارکه مائده آيه شريفه 55 فرموده است: “انما و ليکم الله و رسوله والذين أمنو الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزکوه و هم راکعون” (سرور (و سرپرست) شما تنها خداوند است و پيامبر او و (نيز) آنانند که ايمان آورده‌اند، همان کساني که نماز بر پا مي‌دارند و در حال رکوع زکات مي‌دهند.) در آثار عالمان و مفسران شيعه و به دنبال روي از آنان اهل سنت اين آيه به نام ولايت شهرت يافته است. اين آيه کريم يکي از محوري‌ترين آيات قرآن کريم در ارتباط با امامت و ولايت اهل بيت? است که هميشه مورد ترجمه، اسناد و استدلال دانشمندان و مفسران شيعه قرار گرفته است.
2-آيه اولي الأمر
خداوند متعال در قرآن کريم سوره مبارکه نساء آيه شريفه 59 فرموده است: “يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاولي الأمر مِنکمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيوْمِ الآخِرِ ذَلِک خَيرٌ وَأَحْسَنُ عَمَلاً” (اي کساني که ايمان آورده ايد، خدا را اطاعت کنيد و پيامبر و صاحبان امر خود را (نيز) اطاعت کنيد. پس هرگاه در چيزي با يکديگر به نزاع پرداختيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به کتاب خدا و (سنت) پيامبر بازگردانيد. اين بهتر و نيک فرجام‌تر است.) مهم‌ترين کانون گفت و گوها و اختلاف ديدگاه‌ها و برداشت‌ها در ارتباط با آيه اولولامر ميان مفسران مسلمان به معنايابي از واژه اولي الأمر در آيه به لحاظ مفهومي و مصداقي باز مي‌گردد. واژه اولولامر دوبار در قرآن کريم به کار رفته است. اولين بار همين آيه مورد بحث تحقيق يعني سوره نساء 59 و دومين بار در آيه 83 سوره نساء که در آن آيه نيز خداوند بحث رجوع به پيامبر? اولي الأمر، را بيان کرده است. که در جاي خود بحث خواهد شد.
3-آيه اکمال
خداوند رحمن در قرآن کريم سوره مبارکه مائده آيه 3 مي‌فرمايد: “حُرِّمَتْ عَلَيکمُ الْمَيتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَکلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَکيتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَي النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِکمْ فِسْقٌ الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ کفَرُواْ مِن دِينِکمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ” براي شما مؤمنان گوشت مردار و خون و خوک و آن ذبيعه‌اي را که به نام غير خدا کشتند همه حرام شد و نيز حرام است هر حيواني که به خفه کردن يا به چوب زدن يا از بلندي افکندن يا به شاخ زدن به هم بميرند و نيز نيم خورده درندگان جز آن را که قبلا تزکيه کرده باشيد حرام است و نيز آن را که براي بتان مي‌کشيد و آن را که به تيرها قسمت مي‌کنيد [رسمي بود در جاهليت که چون در امري مردد مي‌شدند به تيري مي‌نوشتند (خدا امر کرد) و به تيري ديگر مي‌نوشتند (خدا نهي کرد) آن گاه تيرها را در هم ريخته و يکي به قرعه بيرون آورده و مطابق آن رفتار مي‌کردند] که اين کار فسق است. امروز کافران از اينکه به دين شما دستبرد زنند و اختلالي رسانند طمع بريدند. پس شما از آنان بيمناک نباشيد و از من بترسيد. امروز (به عقيده اماميه و برخي اهل سنت روز غدير خم و خلافت حضرت علي? مراد است) دين شما را به حد کمال رسانيدم و بر شما نعمتم را تمام کردم و بهترين آئين را که اسلام است برايشان برگزيدم. (و تکليف را آسان گرفتم) پس هرگاه کسي در ايام مجاعت و سختي از روي اضطرار نه به قصد گناه چيزي از آن چه حرام شده مرتکب شود. حق بر او سخت نگيرد که خدا بر خلق بسيار بخشنده و مهربان است.
4-آيه ابلاغ
خداوند حکيم در قرآن کريم سوره مبارکه مائده آيه 67 مي‌فرمايد: “يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيک مِن رَّبِّک وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرِينَ” (اي پيامبر آن چه از خدا برتو نازل شد به خلق برسان که اگر نرساني تبليغ رسالت و ادا و وظيفه نکرده‌اي و خدا تو را از شر و آزار مردمان محفوظ خواهد داشت بيم مکن و دل قوي دار که خدا گروه کافران را به هيچ راه موفقيتي راهنمايي نخواهد کرد.)
بعضي مفسرين و مورخين متفق‌القولند که سوره مائده آخرين سوره‌اي است که در مدينه بر پيامبر? نازل شده است و اين آيات نيز آخرين آياتي است که به پيامبر? وحي شده است و روز نزول آيه، اين وحي الهي آيه مذکور را آورد و از طرف خداوند آن حضرت? را امر کرد که علي? را به ولايت و امامت معرفي و منصوب فرمايد و آنچه را درباره پيروي از او و طاعت امر او از جانب خدا بر خلق واجب آمده به آنها ابلاغ فرمايد.
گفتار سوم: آشنايي با تفسير المنار و مولف آن رشيد رضا
ابتدا لازم است ذکر شود جهت آشنايي با رشيد رضا پس از جستجوي فراوان و مطالعه‌ي کتب و تحقيقات اشخاص و کنکاش در زندگي‌نامه بزرگان اهل تسنن به طور مثال در منابع دانشگاه الأزهر و …، خيلي از زندگي‌نامه و جزئيات تاريخي ايشان از زبان ديگران ذکر نشده است. و تقريباً هر چه يافت شد، از زبان خود رشيد رضا و در کتاب تفسيري معروفش به نام المنار بيان شده و يافت شده است. لذا به ناچار براي آشنايي با نام‌برده، مجبور له استناد به معرفي وي از زبان خودش شده‌ايم.
الف) تفسير المنار
تفسير المنار از تفاسير نام آشناي قرن چهارده است. شهرت و اعتبار اين تفسير بيش از آن که معلول غنا، اتقان و دست‌آوردهاي نوين تفسيري باشد،‌ مرهون شخصيت محمد عبده است که از بنيان گذاران جنبش اصلاحي و از ياران و همراهان سيد جمال الدين بود. محمد عبده در آغاز اعتقاد داشت قرآن به تفسير کامل و همه جانبه نياز ندارند زيرا تفاسير بسياري براي قرآن نگاشته شده که برخي جبران کاستي ديگري را مي‌کند. آنچه مورد نياز شديد است، تفسير برخي از آيات است. شايد که عمر نيز مجال تفسير تمام قرآن را ندهد.26
اما بعدها عبده به پيشنهاد و پافشاري گروهي از مصريان از جمله رشيد رضا بر آن شد تا در جامعه الازهر تدريس تفسير قرآن را آغاز کند. کار تدريس قرآن او از اول محرم 1317 تا نميه محرم 1323 به مدت شش سال ادامه يافت. در اين مدت عبده توانست از سوره حمد تا آيه 126 سوره مبارکه نساء را تفسير کند. به خاطر در گذشت عبده در اين سال، ‌تفسير او ناتمام ماند. پس از محمد عبده، رشيد رضا ادامه تفسير استاد خويش را به عهده گرفت و تا آيه 101 سوره مبارکه يوسف (آخر جزء دوازدهم)



قیمت: تومان


پاسخ دهید