گفتار اول: مفهوم پیشگیری و تعدیل گرایشهای مجرمانه17
بند اول: تعریف عام19
بند دوم: تعریف خاص20
گفتار دوم: انواع پیشگیری از جرم22
بند اول: پیشگیری بر اساس معیار ذهن24
بند دوم: پیشگیری عمومی و اختصاصی25
بند سوم: پیشگیری فعال و انفعالی27
بند چهارم:پیشگیری اولیه،ثانویه و ثالث28
بند پنجم:پیشگیری اجتماعی و وضعی30
فصل دوم:مبانی تعدیل گرایش های مجرمانه با تکیه بر باورهای دینی
مبحث اول: مبانی فردی34
گفتار اول: باورهای دینی و هویت یابی انسانی35
بند اول: مفهوم هویت یابی انسانی37
بند دوم: هویت یابی انسانی و تعدیل گرایش های مجرمانه39
بند سوم: تاثیر باورهای دینی در هویت یابی انسانی41
گفتار دوم: باورهای دینی و بهداشت روانی45
بند اول: ایمان به خالق یکتا و بهداشت روانی47
بند دوم: خدمت به خلق خدا و بهداشت روانی49
بند سوم: شکر نعمات الهی و بهداشت روانی50
بند چهارم: تقویت اراده و بهداشت روانی52
گفتار سوم: باورهای دینی و بهداشت اخلاقی56
بند اول: تعدیل شهوت جنسی58
بند دوم: تعدیل خشم و غضب60
بند سوم: تعدیل مال پرستی63
بند چهارم:تعدیل جاه طلبی65
مبحث دوم:مبانی اجتماعی68

گفتار اول:باورهای دینی و اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز68
گفتار دوم:باورهای دینی و عدالت اجتماعی72
بخش دوم: شیوه های تعدیل و گرایش های مجرمانه با تکیه بر باورهای دینی
فصل نخست: تعدیل و پیشگیری اولیه از گرایش های مجرمانه76
مبحث اول: باور به خداوند و معاد76
گفتار اول: باور به خداوند77
بند اول: باور به آگاهی خداوند78
بند دوم: باور به دعا و اجابت آن توسط خداوند80
گفتار دوم: باور به معاد83
مبحث دوم: باور به توصیه های دینی86
گفتار اول:توصیه به بردباری و گذشت از دیگران87
گفتار دوم: توصیه به عفت89
بند اول: عفت چشم91
بند دوم: عفت زبان93
بند سوم: عفت شکم95
بند چهارم: عفت جنسی97
گفتار سوم: توصیه به امر به معروف و نهی از منکر100
فصل دوم: تعدیل و پیشگیری ثالث از گرایش های مجرمانه102
مبحث اول: توبه102
گفتار اول: تاثیر توبه در سقوط مجازات103
گفتار دوم: آثار اصلاحی تربیتی _ توبه105
بند اول: برقراری ارتباط مجدد با خالق106
بند دوم: بازسازگاری اجتماعی بزهکار108
بند سوم:اعاده حیثیت از مجرم111
مبحث دوم: عفو و گذشت113
گفتار اول: تاثیر عفو و گذشت در سقوط مجازات113
گفتار دوم: آثار اصلاحی و درمانی عفو و گذشت116
بخش سوم: مطالعه میدانی گرایش های مجرمانه در زندانیان استان گلستان
فصل نخست: جامعه آماری و نمونه تحقیق120
مبحث اول: روش تحقیق120
گفتار اول: متغیرها و تعریف آنها121
گفتار دوم: خلاصه و روش اجرا122
مبحث دوم: ابزار سنجش123
گفتار اول: روش آزمون124
گفتار دوم: روش نمره گذاری124
فصل دوم: تحلیل داده ها و نتیجه گیری125
مبحث اول: نتایج تحقیق160
مبحث دوم: ارائه پیشنهادات160
گفتار اول: پیشنهادات در زمینه پیشگیری از جرم160
گفتار دوم : پیشنهادات در زمینه تعمیق نگرش مذهبی اشخاص 161
نتیجه گیری 162
پیشنهاد ها 164
منابع و ماخذ 165
چکیده:
همواره تدابیر پیشگیرانه با توجه به کارایی و موفقیت نسبی در مهار و یا کم کردن آمار بزهکاری نقایص و خلاءهای فراوانی نیز در خود دارند.اما نهاد دین با توجه به همخوانی با فطرت و عقل و طبیعت انسانی و با توسل به مکانیزم هایی باور پذیر و کاربردی می تواند نقش موثر و کم نقصی در تعدیل گرایشات مجرمانه و پیشگیری موثر از وقوع جرائم ایفا نماید.این مکانیزم ها سعی در جاذبه زدایی از جرائم و برهم زدن معادلات مجرمانه گاه بوسیله بشارت به امری سودمندتر از جرم و یا ترسی شدیدتر از مجازات،به نحو بازدارنده ای اهداف پیشگیرانه جرم شناسی و جرم شناسان را دل خود دارند.به نحوی که فرد هیچ نسبتی با جرم برقرار نمی کند و اگر هم مرتکب جرمی گردد به یک تناقض در درون خود می رسد.به کارگیری باورها و توصیه های دینی نقش موثری در ساختن یک شخصیت باثبات و هویتی پایدار و آرامش روان فرد ایفا می نماید،بطوریکه این باور و اعتقاد و شخصیت منسجم با بهره گیری از توصیه ها و برنامه های دین مدارانه می تواند در ساختن انسانی مقاوم در برابر تحریکات و ترغیبات و لذت ها و حس کینه و انتقام و طمع و شهوات و دیگر انحرافات و رزائل اخلاقی مقاومت نماید.باورهای دینی و باورمندی به طور دقیق ذهن انسان و وجدان اخلاقی و فطرت او را هدف قرار می دهد.خلوت های ذهنی مجرمانه را خنثی و آن را تربیت می کند و از طریق توصیه ها و اعمال تدابیر قابل پذیرش برای افراد نقش بسزایی در متعادل سازی گرایشات انسانی و تعدیل در روان و رفتارهای مجرمانه افراد ایفا می نماید.در نتیجه نقشی که دین در تعدیل گرایشات مجرمانه به عنوان مقدمه وقوع جرم دارد و این پژوهش نیز به دنبال آن است و با مطالعه بر روی زندانیان نیز به دست آمد،رسیدن به یک نظریه تعدیلی با ایجاد یک نهاد پیشگیرانه در درون افراد است،که حتی اگر انسان هیچ تدبیر پیشگیرانه ای را نیز در مقابل خود نبیند و فرصت بزهکاری دور از چشم های مراقبتی مهیا باشد باز هم به دلیل ایجاد یک عامل پیشگیر موثر در درون،خود فرد عدم انجام جرم را با دلایل دینی و عقلی انتخاب می کند.
کلیدواژگان: باور،دین،تعدیل،گرایش،گرایش مجرمانه
مقدمه:
جرم این مهمان ناخوانده اجتماع همواره باعث خسارات مادی و معنوی فراوانی به فرد و جامعه ای می شود که در آن زیست می کند.مکاتب مختلف و تئوری های حقوقی بسیاری برای پیشگیری و جلوگیری از وقوع جرائم راهکار ارائه کرده اند.اما بسیاری از آنها از دادن یک طرح کلی و جامع برای جلوگیری از وقوع جرم ناکام مانده اند.در این میان آنچه که در مواجهه افراد با جرم اهمیت دارد نقش اراده و انگیزه های روانی و محرک های وقوع یک فعل خلاف قانون و یا نظم اجتماعی و حتی انحرافات است.هنوز راه حل جامعی که بتواند عوامل زمینه ساز وقوع جرم،همچون طمع،شهوت،خشم،میل به شکستن هنجارهای اجتماعی،جاه طلبی،انتقام و دیگر مواردی که محرک های روانی وقوع یک جرم هستند را مهار کند ارائه نشده است.وقتی که فردی مستقیما در معرض وقوع یک پدیده مجرمانه قرار می گیرد نه پیشگیری وضعی و نه پیشگیری اجتماعی نمی تواند مانع کاملی برای مهار عنصر روانی و انگیزشی و در نهایت عدم ارتکاب آن توسط وی باشد.حال اینکه دین و اعتقادات مذهبی و استفاده از مکانیزم های پیشگیرانه مانند امر به معروف ونهی از منکر،فروخوردن خشم،زکات،نماز،حرمت شرب خمر،منع زنا،رعایت حق النّاس،اعتقاد به معاد و دیگر مکانیزم ها و دستورات کاربردی دینی می تواند مانع موثر و بی واسطه افراد در ارتکاب جرم قرار بگیرد و در تعدیل گرایش افراد به سمت جرم موثر واقع شود.دین و باورهای دینی بهترین راه حل برای برای عدم وقوع جرم یا کاستن از زهر آن است.آمارهای نیروی انتظامی و سایر دستگاه ها نیز نشان دهنده کاهش وقوع جرائم در ماه های رمضان و محرم نسبت به ماه های دیگر سال است.
در مقدمه مبانی جرم شناسی دکتر کی نیا این استاد مسلم جرم شناسی که یکی از انگیزه های اصلی این پژوهش نیز بود چنین آمده است:«در این کتاب برای مبارزه با ریشه های فساد،به عامل ایمان و پرورش صحیح مذهبی بیش از هر عامل دیگر تکیه کرده ایم و اصرار ورزیده ایم زیرا ایمان به خدا،ایمان به مبداء هستی و ابدیت،بزرگترین عامل بازدارنده از لغزشها و رذائل است.»1
بیان موضوع:
ریشه بسیاری از جرائم و انحرافات در ذهن و روان آدمی شکل می گیرد.به طور کلی جرم محصولی از انباشت عقده ها،خواسته،نداشتن ها،تحریکات و ترغیبات بیرونی و غرائضی است که انسان در یک پروسه ای در ذهن خود عناصر آن را در کنار هم گذارده و با محاسبه سود و زیان دست به ارتکاب آن می زند.حال آنکه در هر مرحله از این انباشت باورهای دینی و اعتقادات مذهبی می تواند وارد شود و عامل محرک وقوع جرم را خنثی و کفه گرایشات مجرمانه را متعادل سازد.مطلبی که نگارنده به آن اعتقاد کامل دارد.امروزه با گسترش روز افزون جرائم و به وجود آمدن جرائم جدید که حیات اجتماعی و انسانی را به خطر می اندازد و همچنین با بالا رفتن آمار جرائم سیاه و جرائم آپارتمانی که اکثرا کشف نمی شوند یا اگر هم کشف شود متهمی در آن یافت نمی گردد و همینطور آمار بالای زندانیان،پدیده تورم کیفری و مشکلاتی که چه از نظر اجتماعی و چه از نظر اقتصادی و فرهنگی و موارد دیگری که از مجازات کردن افراد گریبان فرد و اجتماع را می گیرد ما را هر چه بیشتر به سمت روشهای پیشگیرانه سوق می دهد.با عدم بازدارندگی بسیاری از کیفرهایی که در برابر جرائم در نظر گرفته می شود و عدم جبران کامل خسارتهای بزه دیده و برچسب خوردن بزهکار در جامعه نیاز به روشهای پیشگیری از جرم بیش از پیش احساس می شود.اگر به این موارد جرائم بدون بزه دیده و جرائم با رضایت را نیز اضافه کنیم رقم بالایی از جرائم را شاهد خواهیم بود که دست دستگاه عدالت کیفری از آنها به دور مانده است.همچنین بسیاری از موارد پیشگیری اعم از وضعی (موقعیت مدار)و اجتماعی نمی توانند به طور کامل با عدم وقوع یک پدیده مجرمانه مقابله نمایند.با مشاهده و مطالعه بسیاری از جرائم در می یابیم که تقریبا همه پدیده های مجرمانه اعم از جرائم و انحرافات ریشه در روان و غرائظ انسان دارد که فرد در مهار و یا تعدیل آنها ناموفق بوده است.عواملی همچون حسد،حرص،طمع و خشم و دیگر صفات مذموم انسانی محرک و جنباننده بسیاری از جرائم هستند که در نفس و درون آدمی واقع شده اند.حال اینکه آموزه های دینی می تواند ضمن برآورده کردن اهداف روشهای پیشگیری از بسیاری انحرافات که زمینه ساز وقوع جرم نیز هستند جلوگیری نماید و باعث به وجود آمدن تعادل در روان فرد و عاملی در جهت پیشگیری از بسیاری جرائم و کاهش آمار جنایی گردد.
سوالات تحقیق:
1- آیا باور های دینی در تعدیل گرایش های مجرمانه انسان و کاهش تمایل انسان به سمت جرم موثر است؟
2- آیا پیشبرد یک سیاست جنایی درونی نقشی در مهار گرایش مجرمانه و انجام بزه دارد؟
3- آیا می شود با تکیه بر باورهای دینی نظام فایده و هزینه را در ذهن مجرم تغییر داد؟
4- آیا باورهای دینی تاثیری در خلوت مجرمانه و انباشت انگیزه ها دارد و باعث سوق دادن گرایشات انسان بسوی امور مثبت می گردد؟
فرضیه های تحقیق:
1- اعتقاد به باورهای دینی و الهی به نحو موثری در تعدیل گرایش های مجرمانه و کاهش گرایش افراد به سمت جرم موثر است.
2- باورهای دینی بر روان آدمی اثر می گذارد و باعث کنترل غرایض و عاملی برای متعادل کردن آن،همچنین کاهنده میل و گرایش انسان به جرم عمل می نماید.
3- تکیه به باورهای مذهبی و مکانیزم های دینی با برهم زدن نظام سود و زیان وقوع جرم در ذهن مجرمان موثرترین وکم هزینه ترین راه حل به عنوان یک عامل بازدارنده فردی و طبیعی در برابر روش های گوناگون بازدارندگی می باشد.
4- باورهای دینی به نحو تاثیر گذاری در خلوت مجرمانه افراد نفوذ کرده و مانع انباشت عقده و انگیزه برای ارتکاب جرم می گردد و باعث می شود روان آدمی به سمت خوبی ها و گرایشات انسانی حرکت کند.
اهداف تحقیق:
1-بررسی تاثیر باورهای دینی بر روان و کنترل عواطف و هیجانات درونی در برخورد با پدیده های بیرونی برای جلوگیری از وقوع جرم.
2-بررسی تاثیر اعتقادات دینی در آرامش روانی افراد و نقش آن در متعادل نمودن گرایشات مجرمانه و انحرافات.
3- بررسی میزان بازدارندگی اولیه،ثانوی و ثالث و جلوگیری از تالی فاسد و میل دوباره مجرم با تکیه بر باورهای دینی.
4-بررسی میدانی و مطالعه بر روی نمونه های عینی و مدل های واقعی بر روی زندانیان استان گلستان به منظور دست یابی میزان ایمان و باور اعتقادی آنان.
کاربردهای تحقیق:
1-استفاده و بهره برداری آماری و پژوهشی محققان و جرم شناسان،روانشناسان از داده های عینی و مطالعات میدانی این تحقیق
2- استفاده محققان علوم اجتماعی و عالمان الهیات و علوم مرتبط به منظور بهره گیری از مباحث تئوری این پژوهش
روش تحقیق:
در این تحقیق از دو روش کتابخانه ای و میدانی و روش توصیفی-استنباطی استفاده شده است.روش کتابخانه ای که با مطالعه کتاب،پایان نامه،مجلات،مقالات و تقریرات اساتید این رشته و سایت های اینترنتی و گرته برداری و جمع آوری اطلاعات،تجزیه و تحلیل آنها و در نهایت توصیف آنها انجام گرفته است.وروش میدانی و عملی نیز با حضور در صحنه عینی و مطالعه بر روی مدل های واقعی زندانی و با ابزار پرسشنامه باز بر روی جامعه آماری مشخص (50 نفر از زندانیان) از جرائم متنوع آزمون به عمل آمد،که بعد از جمع آوری و نمره دهی و تجزیه و تحلیل و ارائه نتایج آن در راستای موضوع و ماهیت تحقیق به خواننده برای درک بهتر مطلب کمک می کند.
معرفی پلان و ساختار تحقیق:
این تحقیق شامل سه بخش و هر بخش شامل دو فصل و هر فصل شامل دو مبحث و هر مبحث شامل چند گفتار و هر گفتار شامل چند بند می باشد.بخش اول و دوم آن مربوط به مفاهیم تئوری و نظری،مطالعات کتابخانه ای و بخش سوم آن مربوط به مطالعات میدانی و عملی تحقیق است.در بخش اول فصل اول،مفاهیم و تعاریف کلی از واژه های اصلی که در این تحقیق با آن سر و کار داریم به دست خواننده می دهد،تا خواننده یک تصویر کلی از آنچه که قرار است در این تحقیق مطالعه کند در منظر خود داشته باشد.در فصل دوم بخش اول وارد مبانی فردی و اجتماعی تحقیق می شویم و به بررسی تاثیر باورهای دینی در هویت و روان و اخلاق انسان می پردازیم.درمبانی اجتماعی آن نیز تاثیر این باورها در اجتماع و نحوه تنظیم روابط جامعه با یکدیگر را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.در بخش دوم بحث تخصصی تر و کاربردی تر می شود.در فصل اول این بخش تاثیر باورهای انسان و عمل به توصیه های دینی را بر روی پیشگیری های اولیه مورد بررسی قرار می دهیم و در فصل دوم آن اثر این باورها را بر روی پیشگیری ثانویه و ثالث ارزیابی می کنیم.در پایان در بخش سوم و نهایی این پایان نامه که مربوط به تحقیق میدانی و قسمت عملی است با تهیه پرسشنامه و حضور در زندان به مطالعه مدل های واقعی تحقیق پرداخته و بعد از استخراج نتایج آن در پیش روی خواننده قرار گرفته است.امید است که این تحقیق که زحمت فراوانی برای به ثمر رسیدن آن کشیده شده است مقبول و مفید افتد.
بخش نخست:
مفاهیم و مبانی تعدیل گرایش های مجرمانه با تکیه بر باورهای دینی
فصل نخست: مفاهیم مقدماتی
ما در آغازین فصل،ابتدا می خواهیم مفاهیم و تعاریف کلی از مفاهیم و متغیرهای این پژوهش به دست بدهیم تا تصویری کلی از پژوهش مورد نظر داشته باشیم.
مبحث اول: باورهای دینی
در این مبحث می خواهیم بدانیم دین چیست؟چند نوع دین در دنیا وجود دارد و این دین ها چگونه اند؟مختصات آنان چیست؟ادیان چه مفاهیمی را در بر می گیرند.باور چیست و چه چیز را اعتقاد می گویند.باورهای دینی شامل کدام از دسته از پذیرش های قلبی و ذهنی انسان می گردد.باورها از کجا شکل می گیرند؟منابع عاطفی و شناختی آنان چگونه است؟
گفتار اول: دین
دین در لغت در معنای آیین،کیش،راه،روش آمده است.2در زبان انگلیسی کلمه religion”” معادل دین است.عده ای از محققان دین را به معنای یک نوع قدرت فرابشری و ماورائی می دانند که با داشتن برنامه از آدمی می خواهد که با انجام آن از نتیجه های شوم در امان باشد.بعضی دیگر دین را به احساس و ادراک در کسانی می دانند که چنین قدرتی را درک و مشاهده می کنند.در آغاز دین به مفهوم پارسایی و تقدیس بود.ولی در طول قرن ها دین دستخوش معانی گوناگون شد و هریک از طریقه های دینی به نظامی خاص تبدیل شد.ولی “religio” دلالت داشت بر:«آنچه آدمی انجام می دهد،یا آنچه عمیقاٌ احساس می کند،یا آنچه بر اراده او تاثیر می گذارد،یا او را به اطاعت می خواند یا به عذاب تهدید می کند،یا وعده پاداش می دهد،یا به اجتماع خود پایبند می کند.»3در تعریفی کلی دین: مجموعه ای از عقاید و مقرراتی است که به همه شئون زندگی بشر توجه دارد.هم ساحت بینشی و معنوی او را مد نظر قرار می دهد و هم اصول گرایشی و اخلاق او را مد نظر دارد و برای تمام این شئون نیز برنامه دارد.به عبارت دیگر دین را می توان مجموعه ای از اصول و قوانین و مقرراتی برشمرد که برای اداره فرد و اجتماعی که در آن زندگی می کند و پرورش انسانها از طریق وحی و عقل می پردازد.4 دین به معنای عام شامل هر کیش و آیینی است که انسان را به نحوی با عالم غیب و ملکوت پیوند می دهد و او را به پرستش وا می دارد.5 در تعریف دیگر از آن را مجموعه ای از ارزشها بیان می کنند که خداوند در قالب کتب آسمانی به آنان نازل کرده است.آموزه های دینی همان قواعد اخلاقی و عقلانی می باشند که انسان با تفکر و تأمل و رجوع به فطرت خود نیز می تواند آنها را بدست آورد ولی خداوند به آنان لطف کرده و از طریق وحی برای آنان بیان کرده است.انسان دیندار انسانی است که در قول و فعل به باورهای دینی اعتقاد دارد و به آن عمل می کند.6 این تعریف شاید تعریف خوبی باشد چون هم در گفتار و هم در رفتار نمود پیدا می کند اما در برگیرنده جنبه های مختلف دین نیست.اصولا تعاریف زیادی از دین شده اما آنچه که به طور کامل بیان کننده معنی دین باشد هنوز تعریف نشده است.از نظر “تاکس مولر” دین شناس آلمانی:«دین جهد و کوششی است برای درک چیزی که قابل ادراک نیست و بیان آنچه غیر قابل تقریر است.»7 امروزه با انبوهی از ادیان و فرق و نحله های مختلف روبرو هستیم که برای توضیح آن بسیار وقت و فضا می خواهیم.اما به طور کلی دین را به چند دسته تقسیم می کنند:
دین های وحیانی(ادیان توحیدی):دین اسلام،مسیحیت،یهود
دین های فرارونده: زردشتی،آیین سیخ ها
دین های چند ایزدی: هندویی،آنی میسم،دین های باستانی
دین های فلسفی: آیین بودایی،آیین کنفسیوسی،تائویی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ادیان وحیانی: که همه آنها به حضرت ابراهیم(ع)رئیس طایفه سامی باز می گردد که پدر دینداران لقب گرفته است.منبع هر سه این ادیان وحیانی است و همه آنها دارای کتاب و آموزه های مشخص برای پیروانشان هستند.(در اینجا ما فقط به ادیان توحیدی توضیح مختصری می دهیم البته در منابع مختلف به تفصیل به آنها پرداخته شده است.)
اسلام: پیامبر گرامی اسلام آن یگانه در اخلاق،امانتدار ترین بر روی زمین،محمد امین(ص)و رحمت برای عالمیان در غار حراء در سن چهل سالگی از میان قوم عرب در شبه جزیره عربستان(حجاز)با آیاتی که از جانب جبرئیل بر او نازل گشت به پیامبری مبعوث شد.که بخوان،بخوان به نام پروردگارت که تو را آفرید.کتاب مسلمانان قرآن تنها کتابی است که نه چیزی به آن میتوان افزود و نه چیزی می توان از آن کاست.کلمه اسلام به معنای فرمانبرداری است.احکام و دستورات اسلامی در قالب دوبخش عبادات و معاملات قابل تفکیک است.دستورات اخلاقی قواعد حقوقی،باور به معاد دعوت به توحید و عدالت،پرهیزکاری،دوری از گناهان مانند زنا،سرقت،قتل،سرقت و دیگر احکام از زمره تعالیم اسلامی است.اسلام نیز به مذهب عمده شیعه و سنی تقسیم شده است8 .
مسیحیت: خداوند او را از مادری به نام مریم که از زنان پاک برتر و برگزیده خداوند بود و هرگز مرد بیگانه ای او را لمس نکرده در بیت لحم بوجود آورد.در حالی که نوزاد بود سخن می گفت و از معجزاتش زنده کردن مردگان بود.پیامبر مهربانی و عطوفت عیسی مسیح(ع)که کتابش انجیل است.دستورهای اخلاقی،باور به معاد،دعوت به مهربانی و عشق ورزیدن،چشم پوشی از گناه دیگران،دوری گزیدن از گناهان مانند زنا،قتل،سرقت و دیگر گناهان و همینطور دعوت به توحید از آموزه های این دین است.مسیحیت به دسته های مختلفی تقسیم شد که مهمترین شاخه های آن کاتولیک و پروتستان است.9
دین یهود: پیامبر آنها موسی(ع) گفت که من از دور آتشی می بینم10 و خداوند در 1250 پیش از میلاد بر فراز کوه طور بر موسی پدیدار گشت و احکام دین یهود را برای او بیان نمود.کتاب دین یهود تورات است و به قسمتهای عهد عتیق و عهد جدید تقسیم می شود.آموزه های این دین در لوح ها و کتاب های گوناگون آمده است که مهمترین “آنها الواح ده گانه” است که به ده فرمان نیز مشهور شده است.دستورات اخلاقی،آداب و احکامی مانند حرمت قتل دیگران،دوری از گناهان مانند زنا،عدم شهادت دروغ،عدم طمع ورزی نسبت به مال و ناموس دیگری،احترام به والدین،عدم سرقت دعوت به توحید و خداپرستی و…از آموزه های این دین است. ارتدوکس،حسیدی ها،کارائیت ها،سامریان،و در دوقرن اخیر صهیونیست ها از شاخه های آن است.11
گفتار دوم: باور
باور(belief) به معنی قبول سخن،پذیرش قول کسی،یقین،اعتقاد به کار رفته است.12 به طور کلی وقتی صحبت از باور می شود صحبت از یک اعتقاد و یک اعتماد است.اعتقاد راسخ به وجود امری و حقیقت داشتن و اعتماد به نتیجه بخش بودن و اثر گذاری آن است و آن امر چنان برای فرد بدیهی می شود که فرد آن را موجود می داند و هیچ خدشه ای در پذیرش آن به خود راه نمی دهد.
از نظر کرچ و کرچفیلد:«باور سازمانی باثبات از ادراک و شناختی نسبی درباره جنبه خاصی از دنیای یک فرد است.»مثلا اعتقاد به بابانوئل مفاهیم گوناگون و به هم آمیخته ای مثل:جنبه جسمانی،لباس و نوع پوشش،و کارکردها و اثر گذاری آن را در بر می گیرد.این باور به ایجاد یک مفهوم خاص و یک اعتقاد به لوازم و پیرامون آن نیز نیاز دارد.13 این باورها هستند که در ما یک نگرش نسبت به موضوعات ایجاد می کنند.مثلا اگر شما باور داشته باشید که کمک کردن به کودکان کار باعث زشت شدن چهره شهر و به دست آوردن ثروتی نامشروع برای عده ای می شود،این باور ایجاد نگرشی منفی در شما می کند.ولی اگر شما باور داشته باشید که پول دادن به آنها باعث کمک به یک عده بدبخت می شود این باور مثبت در شما باعث نگرش مثبت به متکدیان می شود.در این مثال هر چه باور قدرت بیشتری نسبت به کمک به این افراد وجود داشته باشد سهم بیشتری در کمک به افراد نیازمند در باور شما ایجاد می گردد.14 مراد از باور، تصدیق و تأییدی است که ذهن،در برخورد با یک قضیه پیدا می کند.ذهن انسان ممکن است در برخورد با هر پدیده و رویدادی یکی از این حالات را انتخاب نماید:الف:یا هیچ تغییری در ذهن ایجاد نمی شود و نسبت به آن قضیه بی تفاوت می شود و عکس العملی نسبت به آن نشان نمی دهد که در این صورت تعلیق باور رخ داده است.ب:یا در مقابل آن قضیه مقاومت نشان داده آن را نمی پذیرد و رد می کند.ج:یا آن قضیه را مورد تصدیق وقبول قرار می دهد.منظور از باور نیز همین حالت تصدیق و پذیرش امر توسط ذهن است15. اولین فیلسوفی که مفهوم باور را در جایگاه خودش مورد توجه قرار داد دیوید هیوم بود.او برای اولین بار با تمرکز بر «روانشناسی باور» بیان نمود که باور بیشتر شبیه یک «احساس» است تا«فهم».از نظر سوئین برن:«باور چیزی است که برای انسان پدید آید نه کاری که انسان آن را انجام می دهد.»16 از نظر ویلیام جیمز باور جهان های عدیده ای دارد، مانند جهانی که حواس ما درک می کند،جهان ریاضیات و منطق،جهان الهیات و… بیشتر انسان ها از میان همه جهان های باوری فقط یکی را بیشتر از بقیه واقعی می دانند و آن را انتخاب می کنند. اکثر انسانها نیز جهانی را که از رهگذر حواس آدمی می گذرد باور می کنند.به نظر وی باور وقتی در بیشتر افراد شکل می گیرد که عواطفشان را برانگیزد یا آنان را وادار به عمل کند17. داشتن باور می تواند اثرات مثبتی در فرد ایجاد کند و حتی ممکن است بر روی جسم او نیز اثر داشته باشد.مثلاً در پزشکی اگر کسی باور داشته باشد که دارویی بر روی او اثر دارد و حال او را بهتر می کند حتما اینگونه خواهد شد.«در دهه 1950 جامعه پزشکی به عمل جراحی پی برده بود که می گفتند درد روی قفسه سینه مردانی که شریان هایشان مسدود شده را کاهش می دهد.اغلب بیمارانی که این عمل را می کردند به این نتیجه می رسیدند که حالشان بهتر شده و دردشان کاهش یافته است. بعد اقدام به آزمایش کنترل شد. به این شکل که گروهی از بیمارانی را که با ناراحتی مشابهی روبرو بودند به اتاق عمل آوردند،آنها را بیهوش کردند روی قفسه سینه همه را برش دادند،روی نیمی از آنها عمل صورت گرفت،اما نیمه دیگر عمل نشدند.بعد از آنکه این بیماران به هوش آمدند جملگی معتقد بودند که به یک اندازه حالشان بهتر شده است.»18
گفتار سوم: باور دینی
در تاریخ بشریت هرگز جامعه ای وجود نداشته که اعتقاد به هیچ نوع دینی نداشته باشد.تمامی ابناء بشر باور به وجود امور فراطبیعی و قدسی داشته اند.حتی سرخپوستان استرالیا و آمریکای شمالی و قبایل بدوی آمازون نیز،به نوعی پرستش در میان رفتار آنان دیده می شود.اما در پاسخ اینکه چرا ما باید باور دینی داشته باشیم باید گفت که،دین به ما چیزی می دهدکه از هیچ قدرت دیگری قابل دریافت نیست.دین و باور دینی به افراد این قدرت را می دهد تا در مقابل ناملایمات و سختی های زندگی با آرامش و اطمینان بیشتری برخورد کنند،امید به یک آینده بهتر را برایشان ترسیم می کند،راهکارهای عملی برای زندگی بهتر به آنان می دهد.نقش برجسته دین بر خلاف فلسفه و اخلاق و امور عقلی دیگر و یا مسائل فرهنگی در این است که دین یک ارتباط زنده و واقعی با نیروها و قدرت های مافوق بشری ترسیم می کند و از این طریق رضایت خاطر این افراد را جلب می نماید19. بسیاری از آنان امور این دنیا را نیز به دست نیروهایی ورای این دنیای خاکی می دانند.خواه به دین و امور دینی اعتقاد داشته باشیم خواه نداشته باشیم مواردی چون میل به جاودانگی،زندگی بعد از مرگ،فلسفه زندگی،هدف انسان،نیاز های معنوی،سختی ها و ناگواریهای زندگی عدم پاسخ کامل نیازهای بشری با مکاتب مادی و…بسیاران موارد دیگر ضرورت وجود دین و اعتقاد به باورهای دینی را در درون ما الزامی می سازد.20 باور دینی به معنای استنباط از شواهد کشف شده و شهود در ساختار جهان یا در مسیر تجربیات انسان نیست زیرا همواره تجربیات انسان به لحاظ نظری دچار ابهام هستند،بلکه بر تعبیری غیر آگاهانه از محیط تکیه دارند،بدین نحو که آن معنایی آگاهانه تجربه می شود که دارای زبان دینی است و از رهگذر دین معنا می شود.فرد معتقد با چنین تعبیری تجربی دست به یک انتخاب شناختی می زند.21داشتن باورهایی که بتوان به آن اعتماد کرد و آن را تکیه گاه خود ساخت.امور ارزشمندی که به انسان ارزش بدهد و خود را وابسته به آن بداند..مثلا پزشکی می تواند مدعی شود که فلان سلول یا فلان عامل دارای خواص زیادی است.ولی عقیده زمانی می تواند موثر باشد و شخص درباره آن سخن بگوید که خود فرد کنکاش و جستجو کرده و با چون و چرا آن را بدست آورده باشد.مثلا یک فرد مذهبی در مورد یک حدیث یا شنیده خود فکر می کند و با تحقیق و تفحص درباره صحت آن در مقام نفی یا اثبات آن بر می آید و اگر نظرش مثبت باشد به آن اعتقاد پیدا می کند.22باور دینی می تواند به هر امر ماورائی و خارج از دنیای مادی اطلاق گردد.اما آن چیزی که اصیل است و مراد ما از باور دینی و خود دین است ادیان ابراهیمی و باورهای توحیدی خصوصاً اسلام است.باورهایی مانند:اعتقاد به خداوند به عنوان عالم و قادر و آفریدگار مطلق،اعتقاد به معاد،اعتقاد به عدل الهی،اعتقاد به نبوت پیامبر و دیگر موارد اعتقاد دینی که شامل این موارد می گردد23.به اعتقاد سوئین برن در هر باور دینی،دلایلی عقلانی موجود است.زیرا برای هر مومن و باورمندی ضروری است که دین و مسلکی را که انتخاب نموده است صادق و حقیقی بداند.او مانند کانت معتقد است بین عقل و ایمان سازگاری کامل وجود دارد.از نظر او:«اهمیت باور به خدا در صورتی که خدا وجود داشته باشد از باور نداشتن به خدا در صورتی که خدایی نباشد بیشتر است.(به دلیل تکالیف و منافع بیشتر باور اول)»او معتقد است زمینه آگاهی و علم فراتر از مشهودات حسی است و دانش تنها منحصر به امور حسی نیست و معتقد است که خدایی که توسط فلاسفه و برهان های آنان ثابت می شود با خدای مسیحیت متفاوت است.و با نقد نظر جان هیک که معتقد است باورهای مذهبی باورهایی است که با عقل قابل اثبات نیست،به یک نوع آزادی معرفتی معتقد است که در آن انسان ها باید در پژوهش عقلی و بر اساس شواهد به دست آمده و با سعی و تلاش به باور به خدا برسند.24
مبحث دوم:پیشگیری و تعدیل گرایش های مجرمانه
موضوع پدیده جنایی جرم و انحراف است.هر جا صحبت از پدیده جنایی می شود علاوه بر جرم انحراف هم مورد برسی قرار می گیرد.جرم(crime):در واقع تعریف جامع و کاملی از جرم وجود ندارد اما در یک تعریف کلی جرم را رفتاری در نظر می گیرند که به تخلف از هر قانونی که برای آن عمل مجازات هایی در نظر گرفته است می پردازد.به طور کلی هر رفتار ضد اجتماعی که به افراد ضرر می رساند جرم محسوب می شود.25
در تعریف انحراف(deviance)نیز نظرهای گوناگونی مطرح شده و تعاریف متفاوت آن رسیدن به یک تعریف واحد را ناممکن می سازد.علت آنهم این است که در هر جامعه ای مفهوم انحراف متفاوت با جامعه دیگر می باشد.مثلا در جامعه هایی مثل ما یا کشورهای اسلامی استعمال مشروبات الکلی یک انحراف است ولی در آمریکا این عمل انحراف محسوب نمی شود.البته نکته ای که در انحراف مهم است عدم تعیین شرایط قطعی برای حالت خطرآفرین است بنابراین دارای چهارچوب خاص که قابل انطباق برای همه افراد باشد نیست.26
آلکبوم در تعریف پیشگیری از جرم می نویسد:«تلاش هایی است برای کاهش خطر رویدادهای مجرمانه و سوء رفتارهای مرتبط با آن با انجام اقداماتی در مورد علل بروز آنها با هدف ایجاد تغییراتی قابل توجه در وقوع جرائم یا ترس از جرم»27
گفتار اول: مفهوم پیشگیری و تعدیل گرایش های مجرمانه
تعدیل در لغت به معنای راست کردن،درست کردن،راست کردن یا درست کردن چیزی،برابری و صحت و عدالت،برابر کردن ترازو و کیل آمده است.28 پیشگیری به معنای لغوی به معنای جلوگیری از اتفاقات بد و ناخواسته است و فرآیندی عقلانی است که گذشت زمان درستی و نادرستی آن را نشان خواهد داد.”شرمن” عقیده دارد که هر رویدادی که اعمال بشود و نتیجه آن نشان بدهد که از بزهکاری و آمار آن کاسته شده است آن رویداد را می توان عاملی پیشگیرانه دانست.29 جوامع بشری از همان بدو آغاز خود با مسئله غامض و پیچیده ای با عنوان بزه مواجه بوده اند.اصل بزه به عنوان یک واقعیتی که در همه جوامع وجود داشته انکار ناپذیر است اما در هر دوره به نوعی در برابر آن واکنش نشان داده شده است.فلسفه و نوع پاسخ ها از جامعه ای به جامعه دیگر و از دوره ای به دوره دیگر متفاوت بوده است.ولی به طور کلی پاسخ ها دو نوع بوده اند:«کنشی و واکنشی». بشر از دیرباز پیشگیری از جرم را مد نظر داشته اما به صورت علمی و آکامیک جرم شناسی در قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذاشت و در اوایل دهه 70 میلادی بود که «جرم شناسی پیشگیری» به عنوان رشته ای خاص،درون جرم شناسی نظری مطرح شد.دلیل آنهم عدم کارآمدی دستگاه عدالت کیفری و روشهای سرکوبگر و کنشی در قبال جرائم،آمار رو به افزایش جرائم،و نگرانی های عمومی بوده بود.30کلمه پیشگیری شامل دو بعد مضاعف و دارای دو مفهوم موسع و مضیق است که هم شامل پیشگیری کردن و هم شامل جلو رفتن و آگاهی دادن است.در جرم شناسی،پیشگیری به معنای جلوی تبهکاری رفتن و مانعی برای انجام بزه آمده است. مفهوم موسع آن شامل هر اقدامی که بر علیه جرم بوده و آن را کاهش دهد می شود.در این مفهوم چه تدابیر کیفری و چه غیر کیفری،چه قبل از وقوع جرم و چه بعد از وقوع آن پیشگیری محسوب می شود.اما در مفهوم مضیق پیشگیری به مجموعه وسایل و ابزارهایی به منظور حذف و یا محدود کردن و یا مدیریت عوامل جرم زا به کار می رود و شامل عوامل اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و غیره می باشد.به این ترتیب در مفهوم مضیق پیشگیری کیفری از پیشگیری غیر کیفری جدا شده و فقط اقدامات و تدابیر غیر کیفری را شامل می شود.31
به طور کلی وقتی صحبت از پیشگیری می شود منظورکم کردن و به حداقل رساندن وسعت و شدت ارتکاب جرم است خواه این موضوع بوسیله کاهش فرصتها یا موقعیتهای ارتکاب جرم با استفاده از مکانیزم های پیشگیری باشد خواه با تحت تاثیر قرار دادن مجرمان و کسانی که مستعد ارتکاب جرم هستند باشد.از نظر دکتر اردبیلی:«پیشگیری فرآیندی است عقلی که تجربه درستی یا نادرستی آن را عیان می کند.در واقع پیشرفت و کمال سیاست پیشگیری در گرو تجدید نظر شیوه ها و کارهایی است که در تامین هدفهای پیشگیری به کار می رود»32 مفهوم پیشگیری بر پایه این نکته بنا می شود که در پیدایش و وقوع یک جرم و همینطور بزه عوامل بسیاری دخیل هستند که هر کدام از آنها در بوجود آمدن بزه ارتکابی سهمی را بر عهده دارند.شرایط اقتصادی،اجتماعی،محیطی که فرد در آن رشد می کند،انگیزه های مرتکب،موقعیت ها و فرصت های تسهیل کننده جرم،بیکاری،دسترسی آسان به مواد مخدّر،فقر،سرکوبهای عاطفی و بسیاری دیگر از این عوامل در بوجود آمدن این پدیده ضد اجتماعی موثرند.ما می توانیم پس از تعیین نقش هر یک از این عوامل با انجام راهکارها و اتخّاذ تدابیر مناسب آنها را تغییر داده و از ارتکاب آن پیشگیری یا حداقل وقوع آن را کاهش دهیم.33 پیشگیری از بزهکاری در قوانین ایران در ماده یک لایحه پیشگیری از وقوع جرم بصورت زیر تعریف شده است:«پیش بینی،شناسایی و ارزیابی خطر وقوع جرم و اتخاذ و اقدامات لازم برای از بین بردن یا کاهش آن»34 به طور کلی پیشگیری به عنوان یکی از سیاست ها و اقدامات اساسی در حوزه کنترل و نظارت اجتماعی محسوب می شود.این سیاست ها به کلیه اقدامات و راهکاری مستقیم و غیر مستقیم بازدارنده از وقوع جرم و انحراف و کژ رفتاری معطوف می باشد و لذا از این جهت یک((سیاست پیشینی))است که در برابر انواع مجازات ها و اقدامات تأمینی و تربیتی که((سیاست پسینی) است قرار می گیرد و از آن کارآمدتر و مؤثرتر و از نظر هزینه اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی نیز به صرفه تر است.
بند اول: تعریف عام
منظور از پیشگیری در تعریف عام هر عاملی که باعث پیشگیری از وقوع جرم گردد را شامل می شود و در این راه استفاده از هر وسیله ای که مانع جرم گردد مجاز می باشد.از نظر عامه مردم به مسجد رفتن،ورزش کردن،کمک به نیازمندان،شرکت در مراسم عزاداری از موارد مربوط به پیشگیری است.اشتغال،داشتن مسکن و آموزش مناسب هم می تواند جزء عوامل پیشگیر قرار بگیرد.از نظر “شرمن”:«هر رویدادی که اعمال شود و نتیجه آن نشان دهد که از نرخ بزهکاری کاسته شده است آن رویه را می توان پیشگیرانه دانست.»35در فرهنگ انگلیسی آکسفورد جرم اینگونه تعریف شده است:«عملی دارای مجازات قانونی که به موجب قانون ممنوع بوده و برای رفاه عمومی مضّر است»36به طور کلی تعریف عام پیشگیری،استفاده از تمام ابزارها و امکانات فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی و استفاده از همه ظرفیت ها و همچنین مشارکت دادن عموم مردم در پیشگیری از جرم است.در پیشگیری عام به عمومات علل مربوط به جرم مثل اقتصاد،اجتماع و فرهنگ پرداخته می شود.
ناکارآمدی رویکردهای کیفرگرا طی چند دهه اخیر باعث شد تا حقوقدانان حوزه جرم شناسی به فکر راه هایی برای جلوگیری و کنترل بزهکاری بیفتند.سیاست پیشگیرانه در مقابل یک سیاست کیفری صرف راهی بود که مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفت.سازمان ملل متحد نیز که یکی از وظایفش پیشگیری از وقوع جرم و گسترش جرائم است در کنگره پنج سالانه خود تحت عنوان پیشگیری از جرم و اصلاح بزهکاران اقدام به صدور اسناد و قطعنامه هایی در این زمینه کرده است.37
تعریف عام پیشگیری شامل دخالت بخش عمومی و حاکمیتی جامعه می شود.توسعه راهبردهای کارآمد و انسانی در خصوص پیشگیری از جرم،قبل از هر چیز مرهون مشارکت فعال و مدیریت تمامی ارکان دولت در برنامه های پیشگیری است.برنامه های پیشگیری از جرم باید در تمامی سطوح در برنامه های اساسی دولت دیده شود و با تمام برنامه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دولت ادغام گردد.از جمله به برنامه های اشتغال،آموزش،بهداشت،مسکن،برنامه ریزی شهری و روستایی و توجه به مستضعفان می توان اشاره کرد.38دولت همچنین باید زمینه مناسب برای مشارکت مردم و همچنین تقویت سازمان های مردم نهاد و انجمن های خیریه را برای حضور هر چه بیشتر مردم برای جلوگیری از جرائم و بهبود وضع اجتماعی و پر کردن خلاء هایی که دولت به تنهایی نمی تواند پر کند را فراهم آورد.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید